فارغ از اندیشهٔ خار کف پا بوده ام
تا به پشت پاره ای این دشت می پیموده ام
بسکه بی آرامم از هجرت به هر مژگان زدن
از کتاب دیده فال دیدنت بگشوده ام
بر نتابد خودنمایی وضع ما آزادگان
خویش را زآن چون شمیم گل به کس ننموده ام
دور باش ای مدعی از من سراپا حدتم!
بر دم خنجر ز جوش پردلی آسوده ام
پیر گشتم در جوانیها ز درد عاشقی
چون قبای پارهٔ گل در نوی فرسوده ام
با ولای شاه جویا در غم محشر مباش
پردهٔ چشم ملک شد دامن آلوده ام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان تجربیات و احساسات خود میپردازد. او از بیقراری و هجرتهایش صحبت میکند و اشاره میکند که نگاهش به گذشته و آینده دچار سردرگمی است. شاعر خود را از دیگران متمایز میکند و به راحتی از خودنمایی پرهیز میکند. او در عین حال به درد و رنج ناشی از عشق اشاره دارد و احساس میکند که در جوانی به مشکلات و چالشهای زیادی دچار شده است. در پایان نیز به مدد و پشتیبانی از "شاه جویا" اشاره میکند و به نوعی از آلودگی دنیای اطرافش نگران است.
هوش مصنوعی: من بیتوجه به مشکلات جزئی و کاستیها، تا انتهای این دشت را پیمودهام.
هوش مصنوعی: به خاطر نوعی بیقراری که از دوری تو دارم، هر بار که چشمانم را میبندم و به یاد تو میافتم، گویی که از کتاب وجودم با چشمانم یک فال میزنم و به دیدن تو امیدوارم.
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم خود را به نمایش بگذاریم، زیرا مانند عطر گل که تنها بر عاشقان عیان است، هیچکس را از وضعیت آزادگان آگاه نکردهایم.
هوش مصنوعی: از من دور باش ای مدعی، چون من به اندازهی کافی از تو فاصله گرفتم! من با دلی پر از شجاعت و آرامش، بر لبهی تیغ ایستادهام.
هوش مصنوعی: در دوران جوانی، به خاطر درد و رنج عشق، مثل یک قبای کهنه و پاره شده، دچار فرسودگی و زوال شدهام.
هوش مصنوعی: در پیوند با حمایت و رهبری شاه جویا، در غم و اندوه روز قیامت نباش. پرده چشم ملک به خاطر آلودگی من دامنگیر شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هیچ می دانی که دیشب در غمش چون بوده ام
مرغ و ماهی خفته و من تا سحر نغنوده ام
بسکه آتش در جهان افکنده ام از سوز عشق
آسمانی در هوا از دود دل افزوده ام
پرده از خون جگر بر روی دفتر بسته ام
[...]
ازکتاب آرزو بابی دگر نگشودهام
همچو آه بیدلان سطری به خون آلودهام
موج را قرب محیط از فهم معنی دور داشت
قدردان خود نیام از بسکه با خود بودهام
بیدماغی نشئهٔ اظهارم اما بستهاند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.