ز لب به سینه عبث نیست ترکناز نفس
بود سمندر دل صید شاهباز نفس
کسی که زنده به درد طلب بود، داند
که نیست آب حیاتی بجز گداز نفس
بغیر رایحهٔ زلف عنبر آگینت
قبول حضرت دل کی بود نیاز نفس
بغیر رایحهٔ زلف عنبرآگینت
قبول حضرت دل کی بود نیاز نفس؟
سموم گردد اگر برخورد بر آتش دل
بجاست دمبدم از سینه احتراز نفس
بکوش تا به مقام رضا رسی جویا
زکوک تا که نیفتاده است ساز نفس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف تجربههای عاطفی و روحی انسان میپردازد. شاعر با اشاره به درد و خواستههای عمیق انسانی، بیان میکند که زندگی واقعی در تحمل این درد و جستجوی حقیقت نهفته است. او به اهمیت عشق و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که نیاز روحی انسان تنها با حضور معشوق و عطر زلف او برطرف میشود. همچنین، شاعر تاکید میکند که باید از آتش دل دوری کرد تا دچار آسیب نشویم و در نهایت، به مقام رضا و قناعت دست یابیم. این شعر به نوعی دعوت به شناخت درونی و ارتباط عمیق با عشق و حقیقت زندگی است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ترک کردن لبها و احساسات، بیهوده نیست؛ زیرا درون سینه، سمندر دل وجود دارد که مغز را همواره در حال صید میکند. به عبارتی دیگر، درون انسان چیزی ارزشمند قرار دارد که همیشه در جستجوی حقیقت و معنا است.
هوش مصنوعی: کسی که در پی درد و رنج است، میداند که هیچ نجاتبخشی جز احساس و خواستههای درونی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: جز بوی خوش زلفهای معطر تو، هیچ چیز دیگری نمیتواند خواستههای دل را برآورده کند.
هوش مصنوعی: به جز بوی خوش زلف معطر تو، دل هیچ چیزی را نیازمند نیست.
هوش مصنوعی: اگر آتش دل را با سموم (مشکلات و دردها) مواجه کنی، باید هر لحظه از نفس کشیدن در سینه خود دوری کنی.
هوش مصنوعی: تلاش کن تا به جایگاه رضا برسیدی و از خواستههایت آگاه باش تا به دام نفس نیفتی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.