حسن رخسار تو موقوف شراب ناب نیست
تیغ های موج را هیچ احتیاج آب نیست
قدر نعمت از زوالش بیشتر ظاهر شود
عقد دندان تا نریزد گوهر نایاب نیست
تا نبیند زابر گوهربار مژگان ریزشی
مزرع امید ما لب تشنگان سیراب نیست
ارتفاع مهر رخسار تو نتواند گرفت
آنکه بر مژگانش از لخت دل اسطرلاب نیست
فیضها از عالم بالا برند ارباب عشق
رفتن اهل درد را غیر از در دل باب نیست
دیده کی حیران بود تا دل نباشد مضطراب
صورتی آیینه را بی پشتی سیماب نیست
برد یک یک موی مژگان را چو خار و خس زجای
گریه هم در حد ذات خود کم از سیلاب نیست
بی خوش آمد هر که جویا تلخ گوید یار تست
آنکه هرگز دل نمی رنجاند از احباب نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و ارزش عشق و محبت میپردازد. شاعر اشاره میکند که زیبایی چهره محبوب تنها به لذت از شراب عشق نمیانجامد و موجهای عشق بدون آب نیاز ندارند. ارزش واقعی نعمتها وقتی مشخص میشود که آنها از دست بروند. شاعر تأکید میکند که امید و آرزوها بدون عشق و محبت سیراب نمیشوند و زیبایی چهره محبوب قابل دسترسی نیست مگر با دلنشینی او. همچنین، عشق و درد به هم مرتبط هستند و کسی که دلش آشفتگی ندارد نمیتواند به زیبایی عشق پی ببرد. در انتها به این نکته اشاره میکند که کسی که محبت واقعی را درک کند هرگز کسی را آزردن نمیخواهد.
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات وابسته به شراب ناب نیست؛ امواج دریا برای حرکت و زندگی خود نیازی به آب ندارند.
هوش مصنوعی: قدر و ارزش نعمتها هنگامی بیشتر مشخص میشود که بسوی زوال و از دست رفتن بروند. مانند دندان که تا زمانی که هست، اهمیتش را درک نمیکنیم، اما وقتی برود، متوجه ارزش آن میشویم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشمهای زیبا و گوهربار او را نبینیم، امیدهای ما مانند مزرعهای هستند که نمیتواند تشنگان را سیراب کند.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبای تو آنقدر بلند است که کسی نمیتواند به آن دست یابد، حتی اگر کسی بخواهد با چشمان دلش و با کمکی از علم نجوم به آن نزدیک شود.
هوش مصنوعی: عشق و محبت از عالم بالا توسط کسانی که در این راه هستند به ما میرسد و سفر کردن برای اهل درد تنها از درون دل ممکن است.
هوش مصنوعی: چشمها در حیرت نمیمانند مگر اینکه دل در اضطراب باشد. همانطور که تصویری در آینه بدون پسزمینهای از جیوه نمیتواند وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: هر یک موی مژگان چون خار و خس، به قدری ارزشمند است که حتی در شرایطی که از گریه به وجود میآید، از سیلاب کمتر نیست.
هوش مصنوعی: هر کس که به دنبال خوشی و شادی نیست و تلخی میگوید، یار توست. اما کسی که هرگز دل کسی را نمیآزارد، از دوستانی نمیتواند باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون خوی او عنبر سارا و مشک ناب نیست
با سنان و نیزه او اژدها را تاب نیست
آفتاب و ماه را با طلعت او تاب نیست
چون حدیث او بپاکی لؤلؤ خوشاب نیست
کوه آهن باشرار تیغ او جر آب نیست
[...]
جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
هر حریفی کو بخسبد والله از اصحاب نیست
روی بستان را نبیند راه بستان گم کند
هر که او گردان و نالان شیوه دولاب نیست
ای بجسته کام دل اندر جهان آب و گل
[...]
خم تهی گشت و هنوزم جان ز می سیراب نیست
خون تو هست آخر، ای دل، گر شراب ناب نیست
ناله زنجیر مجنون ارغنون عاشقانست
ذوق آن اندازه گوش اولواالالباب نیست
عشق خصم من بس ست، ای چرخ، تو زحمت مکش
[...]
زلف هندوی تو در تابست و ما را تاب نیست
چشم جادوی تو در خوابست و ما را خواب نیست
با لبت گر باده لاف جانفزائی می زند
پیش ما روشن شد این ساعت که او را آب نیست
نرگست در طاق ابرو از چه خفتد بی خبر
[...]
چشم من گوش خیالت دارد، اما خواب نیست
هست جان را، عزم پا بوست ولی، اسباب نیست
دیده را هر شب خیالت میشود مهمان، ولی
دیده را اسباب مهمان در میان جز آب نیست
رویت آمد، قبله دل ابروت، محراب جان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.