گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امامی هروی

کی فتنه ی نرگس تو در خواب شود

چند از رخ تو زلف تو در تاب شود

لؤلؤ بنما، ز لعل، تا درّ خوشاب

در کام صدف ز شرم او آب شود

همام تبریزی

هر گه که قدح پر از می ناب شود

از عکس می ناب چو عناب شود

آبش لب یار می‌برد نیست عجب

با لعل گر آبگینه بی آب شود

میرداماد

کفتم که چو بخت هجر در خواب شود

خون جگرم مگر می ناب شود

زلف شب من به صبح گردن ننهد

خورشید ز نور اگر رسن تاب شود

واعظ قزوینی

از خوی درشت، دوست نایاب شود

دشمن بملایمت ز احباب شود

نرمیست که نرم میکند سختان را

آخر در آب کوزه، یخ آب شود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه