ای شهنشاهی که از یمن ثنای ذات تو
درسخاو درسخن زامثال و اقران برترم
از طفیل مدح خسرو وکش بقای خضر باد
با صمیری صاف تر زآئینه اسکندرم
بیست سالست اینکه درصد دفترت گفتم مدیح
لیکن ازگنجو رشه نی نام دریک دفترم
یا ملک را سیم وز ریش از کفاف ملک نیست
یا که من نزد ملک بیقدر چون سیم و زرم
نی ملک با کان وگوهر دشمنی دارد بطبع
زان مرا راند همی کز طبع کان گوهرم
لیک اگر یکقطره درجیحون چکد ازجود شاه
بنگری کز در بیضا رشک بحر اخضرم
ثلث نواب ار بدین مداح بوابت رسد
ربع مسکون تنگ گردد ازشرف برپیکرم
حالی ای سلطان جم اورنگ فرما همتی
تاکه باج از تاج کی گیرد شکوه افسرم
تا به کی پیچم ز غم کآخر چرا در هر دیار
مردم از شه میخورند و بنده از خود میخورم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مدح یک شاه و بزرگوار اشاره دارد که شاعر در آن خود را برتر از دیگران در هنر سخن سرایی میداند. شاعر از زیبایی و سخاوت شاه نقل میکند و به مدت بیست سال است که او را میستاید. او همچنین به مقایسه ارزش خود با دیگران میپردازد و تأکید میکند که علیرغم این که مورد بیمهری قرار گرفته، اگر به او کمکی شود، میتواند شایستگیهای بیشتری را نشان دهد. در پایان، شاعر از غم خود در مقابل خوبیهایی که در دیار دیگران وجود دارد، شکایت میکند و به دنبال توجه و کمک شاه است تا بتواند از مراتب بالاتری برخوردار شود.
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که در مدح و ستایش تو، سخنوران و شاعران دیگر را پشت سر گذاشتهام.
هوش مصنوعی: به برکت ستایش شاه و به کمک او، ممکن است زندگی و جاودانگی خضر (نماد زندگی جاوید) همواره باشد، و در عین حال، وجودی شفافتر از آینه اسکندر (نماد قدرت و عظمت) یافت شود.
هوش مصنوعی: حدود بیست سال است که در دفتر تو مدح و سخنانی نوشتم، اما از گنجینه خموشی و راز، هیچ نامی در یک دفترم ثبت نشده است.
هوش مصنوعی: در دنیای نیکان و بزرگان، ثروت و وسعت با حقیقت و ارزش واقعی شخصیت سنجیده نمیشود. ممکن است من در نظر پادشاه هیچ ارزشی نداشته باشم، حتی اگر ثروتی قابل توجه داشته باشم. ارزش انسان به داراییاش نیست، بلکه به شخصیت و دستاوردهایش بستگی دارد.
هوش مصنوعی: غیرت و قدرت طبیعت در من باعث شده است که با دنیای مادی و بیارزش دشمنی داشته باشم؛ همچنان که ملک واقعی با خاک و گوهر کمارزش خصومت دارد. به همین دلیل، من نیز از طبیعت خود دور میشوم.
هوش مصنوعی: اما اگر یک قطره از بخشش پادشاه بر زمین بیفتد، خواهی دید که درباید از حسادت به دریاهای سبز به آن قطره نگاه میکند.
هوش مصنوعی: اگر سه نفر از نواب، این مداحی را بشنوند، ربع مسکونی به تنگی میآید و این به خاطر بزرگی و شرفی است که بر قامتم میزند.
هوش مصنوعی: ای سلطان، حالا که در اوج قدرت هستی، تلاش کن تا کسی نتواند باج و خراجی از تو بگیرد و خود را با شکوه و عظمت افسران نشان دهی.
هوش مصنوعی: تا کی باید از غم و اندوه فرار کنم؟ چرا مردم در هر جا از خوشیهای زندگی لذت میبرند، اما من همواره درگیر خودم هستم و نمیتوانم شاد باشم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معدن شادیست این معدن جود و کرم
قبلهٔ ما روی یار قبلهٔ هر کس حرم
مهتر شاهان گیتی را همیشه کهترم
گر بخدمت نامدم معذور دارد مهترم
من بدیوان و سرای پادشاه دیگرم
گرچه نگذارد که یک روز از در او بگذرم
هر دو درگه را یکی بینم همی چون بنگرم
[...]
ظاهر شده است اینجا معدن جود و کرم
قبلۀ ما روی دوست قبلۀ هر کس حرم
گرچه دربستم در مدح و غزل یکبارگی
ظن مبر کز نظم الفاظ و معانی قاصرم
بلکه در هر نوع کز اقران من داند کسی
خواه جزوی گیر آن را خواه کلی قادرم
منطق و موسیقی و هیات بدانم اندکی
[...]
هر زمان زین سبز گلشن رخت بیرون میبرم
عالمی از عالم وحدت به کف میآورم
تخت و خاتم نی و کوس رب هبلی میزنم
طور آتش نی و در اوج انا الله میپرم
هرچه نقش نفس میبینم به دریا میدهم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.