ای خداوند فتن ران فطن از تو چنان
کز تو دارد رستگاری خاطر مفتون من
وی ترا رتبت از آن افزون که جادو و فکرتم
گنج و صفت را تواندگنج در مضمون من
پیش اوج طبع دریا موج لؤلؤ فوج تو
استقامت نیست اندرگفته موزون من
روزگار میرود از عمرکزبی شفتی
خود نمیپرسی زکس آیا چه شد جیحون من
بنده نیز از دور چرخ و جور دهر و طور خلق
عزلتی بگزیدم وزو خوش دل محزون من
بختم اندر وهن و رختم رهن و تختم بی سرود
با چه رو در همگنان برجا بود قانون من
زین فسانه درگذر شلوارکی دارم بپای
کاندراسش برده ازسر هوش پر افسون من
هرکجا بنشینم از بس رخنه برخیزد ازو
سربر آرد از شکافی خرزه ملعون من
گوئی از سوراخ بیحد پوست تخت کاوه است
وان ذکر چوب علم وین خایه افریدون من
یا برات قطعه ماهوت نیلی لطف کن
تا رهد از تیره بختی ذوق روز افزون من
یا به شکر آنکه صد شلوار بیشت داده بخت
خود بکن شلوارت از پای و بکن در کون من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد لزوم راهیابی به رستگاری و خلاصی از مشکلات و دردهای زندگی است. شاعر از خداوند یاری طلبیده و از فریبها و فتنههای دنیا سخن میگوید. او به سرنوشت خود اشاره میکند و از مشکلاتی که از روزگار میبیند و عزلتی که برگزیده است، میگوید. شاعر به افکار پریشان و احساس عدم ثبات خود اشاره دارد و از دل تنگی و غمناکیش صحبت میکند. در نهایت، او از خداوند درخواست نجات و آسانی در زندگی را دارد و حتی به زندگی مادی و حرص و طمع اشاره میکند. شاعر به دنبال راهی برای رهایی از بار سنگین مشکلات و پیوند دوباره با خوشبختی است.
هوش مصنوعی: ای خداوندی که فتنهها را از بین میبری، به من چنان دانشی عطا کن که از تو به رستگاری برسم و دل عاشق من آرام گیرد.
هوش مصنوعی: تو در مقام و رتبت بالاتر از آنی که جادو و اندیشهات بتوانند به وصف تو بپردازند و گنجی را در درون مضمون من بیابند.
هوش مصنوعی: در مقابل بلندای خلاقیت و طبع زیبا که مانند دریا پرموج است، زیبایی و وقار جملات و اشعار من در برابر آن تاب و توان سستی ندارد.
هوش مصنوعی: زمان به سرعت میگذرد و تو از عمر خود غافلی و از کسی نمیپرسی که چه بر سر زندگیام آمده است.
هوش مصنوعی: من نیز از تماشای چرخ دوران و روش زندگی مردم کنارهگیری کردهام و با دل خوش، اما غمگین، به تنهایی و عزلت پناه آوردهام.
هوش مصنوعی: بخت من در سختی و ضعف است و حالتی نامناسب دارم. انگار که به دلیل مشکلات، نتوانستهام جایی در میان دیگران داشته باشم. با این شرایط، چگونه میتوانم با قوانین زندگی و سرنوشت خودم کنار بیایم؟
هوش مصنوعی: از این داستان و ماجرا بگذر که من شلوارکی دارم که در زیر آن، دلربایی دارد که تمام حواسم را از من گرفته است.
هوش مصنوعی: هر جا که نشستم، سر و صدای زیادی از آن بلند میشود و اگر از جایی به بیرون نگاه کنم، چیزهای ناخواسته و بیارزشی میبیینم که مرا آزار میدهد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که چیزی از گذشتههای دور و مهمی در حال ظهور است. این اشاره به نمادهایی از قدرت و مبارزه دارد که در فرهنگ کهن ما ریشه دارد. در واقع، این جملات به تاریخ و اساطیر گذشته اشاره میکنند و نشاندهنده اهمیت آن داستانها و شخصیتها در شکلگیری هویت فرهنگی ما هستند.
هوش مصنوعی: لطفاً برایم پارچهای نرم و آبیرنگ بیاور تا از بخت بد رهایی یابم و خوشحالیام بیشتر شود.
هوش مصنوعی: ای کاش به خاطر خوشحالیام که بخت خوبم به من هدیهای داده، شلوار را از پا درآوری و در آغوشم بگذاری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با سیه چشمان بود بزم می گلگون من
ساغر از ناف غزالان می زند مجنون من
می کند در سینه ام پیوسته جولان درد و داغ
هر طرف صد محمل لیلی است در هامون من
گر چه از شمشیر او بالین و بستر ساخته است
[...]
رفت در پا از سر زلفش دل مفتون من
شد به خاک از برج عقرب کوکب وارون من
تیغ برمن راند و زخم کاریش برغیر خورد
تازه دیگر بر دمید این اختر از گردون من
زد به ما پیکان و خون مدعی بر خاک ریخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.