جوابش داد و گفتش ای خداوند
بگویم زآنچه دانم با تو یک چند
فنا ماییم و این هستی(ست)موهوم
که بی واجب وجود ماست معدوم
بقا ذات خدا دان کوست دایم
به ذات خویشتن پیوسته قایم
مدان گر واقفی از پایه او
وجود ما به غیر از سایه او
اگر خورشید را نبود وجودی
نباشد ذره را هرگز وجودی
مدان جز ذات او را هست و واجب
که غالب او بود والله غالب
یکی را گر شماری صد هزاری
وجود آن مدان جز اعتباری
زیک گر صد کنی، ور بیش تمیز
نمی بیند محقق غیر یک چیز
بر دانا، یکی کی در شمارست
که آن باشد یکی گر صد هزار است
هزاران نیست جز یک یک دگر هیچ
که دادستی تو آن را پیچ در پیچ
کسی کش در وجود یک شکی نیست
هزاران در هزارش جز یکی نیست
اگر خواهد دلت کین رمز خوانی
به تمثیلیت بگویم تا بدانی
بقا را دان تو آبی پاک روشن
که شد جاری میان صحن گلشن
به قدر قابلیت گشت هر ورد
از آن آب روان یک سرخ و یک زرد
اگر خواهی که بگشایی تو این بند
وجود مامدان جز قابلی چند
ندارد جز فنا در کار ما راه
که باقی اوست، الباقی هو الله
ازین موج و ازین دریا چه گوییم
بقا دریا بود ما موج اوییم
شوی آگه ز کنه این ضرورت
اگر دانی هیولا را و صورت
دگر از جنت و دوزخ سؤالی
نمودی نیست این خالی ز حالی
اگر خلق ذمیمه در نوشتی
برو خوش زی که بی شک در بهشتی
ور از خلق بد خود در عذابی
یقین زان دوزخی بدتر نیابی
بر شیرین و تلخ، از رسته توست
بهشت و دوزخت وابسته توست
دگر گفتا بقا جز معرفت نیست
چه گویم وصف آن کان را صفت (نیست)
هر آن کو عارف سر وجود است
مر او را هر چه بینی در سجود است
چه خوش گفت این سخن آن مرد عارف
که بود از خویش و ذات خویش واقف
مبین جز ذات او در کل ذرات
که در ذرات چیزی نیست جز ذات
شود روشن گرت باشد تمیزی
که غیر از ذات بی چون نیست چیزی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به بیان مفهوم وجود و فنا میپردازد و به توحید خداوند اشاره میکند. او میگوید که وجود انسانها و همه چیزهایی که میبینیم، به نوعی وابسته به وجود خداوند است و بدون او، هیچ چیز وجود نخواهد داشت. شاعر تأکید میکند که خداوند تنها موجود واجب و باقی است و همه چیز دیگر، تنها سایهای از وجود اوست.
او از تمثیل آب و گلشن استفاده میکند تا مفهوم بقای واقعی را توضیح دهد. وجود ما مانند موجی است که در دریا (وجود خدا) قرار دارد و فنا و بقا، در نهایت به خداوند وابسته است. در انتها، شاعر بر اهمیت معرفت و شناخت خداوند تأکید میکند و میگوید که هر چه عارفتر باشیم، بیشتر به جوهر وجود در سجود خواهیم بود. او به این نکته اشاره میکند که در تمام ذرات جهان، جز ذات خداوند چیزی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: او پاسخ داد و گفت: ای مولای من، آیا بگویم از چیزهایی که میدانم با تو کمی از آنچه در دلم دارم؟
هوش مصنوعی: ما خود را فانی میدانیم و این جهانی که در آن زندگی میکنیم، واقعیتی خیالی است که بدون وجود ضروری ما، وجود ندارد و نمیتواند پایدار بماند.
هوش مصنوعی: خداوندی که وجودش همیشگی است و همیشه در ذات خود ثابت و پایدار باقی مانده است.
هوش مصنوعی: اگر میدانی که وجود ما چهقدر به وجود او وابسته است، نباید گمان کنی که ما چیزی جز سایهاش هستیم.
هوش مصنوعی: اگر خورشید نباشد، هیچ ذرهای وجود نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: جز ذات او هیچ چیز دیگری وجود ندارد و آنچه که وجود دارد، ضروری است که او غالب باشد و خداوند همیشه پیروز است.
هوش مصنوعی: اگر کسی را به حساب بیاوری و او را صد هزار وجود بدانید، این را فقط یک اعتبار حساب کن و حقیقتی در پس آن نیست.
هوش مصنوعی: اگر به صد راه بروی و ذرهای هم تمیز و روشن نبینی، تنها یک حقیقت را میتوانی درک کنی.
هوش مصنوعی: کسی که دانشمند است و میتواند به خوبی شمارش کند، ارزشش به اندازه یک فرد دانا است، حتی اگر تعدادش به صد هزار برسد.
هوش مصنوعی: هر چه در دنیا وجود دارد، جز یک چیز دیگر نیست و تو آن را به گونهای دچار پیچیدگی کردهای که قابل درک نیست.
هوش مصنوعی: هیچ شکی در وجود کسی وجود ندارد و او در میان هزاران نفر منحصر به فرد است.
هوش مصنوعی: اگر قلبت بخواهد، این رمز را به تو میگویم تا بدانی که چه چیزی در پس این حرفها نهفته است.
هوش مصنوعی: بقا را مانند آبی زلال و روشنی بدان که در میان باغ گلها جاری شده است.
هوش مصنوعی: هر کدام از رنگها به اندازهای که قابلیت دارند از آن آب روان میگیرند؛ یکی به رنگ قرمز و دیگری به رنگ زرد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که این قید و بندهای وجودت را باز کنی، پس از چند نفر متناسب و شایسته دوری کن.
هوش مصنوعی: در کار ما هیچ راهی جز زوال و فنا وجود ندارد، زیرا آنچه باقی میماند اوست و تنها موجود باقی خداوند است.
هوش مصنوعی: از این امواج و این دریا چه بگوییم؟ در واقع دریا همیشه باقی است و ما فقط موجهای او هستیم.
هوش مصنوعی: اگر از عمق این ضرورت آگاه هستی، پس به ماهیت و نقش این هیولای زندگی پی ببر.
هوش مصنوعی: سؤالی از بهشت و جهنم وجود ندارد، زیرا این موضوع از حال و احوال شما خالی است.
هوش مصنوعی: اگر گمراهان و بدذاتان را به خود نزدیک کنی و با آنها همراه شوی، زندگیات ممکن است برایت خوشایند به نظر برسد، اما مطمئناً در آخرت به سعادت نخواهی رسید.
هوش مصنوعی: اگر از بدیهای خود احساس عذاب کنی، یقیناً عذابی که خواهی داشت، بدتر از عذاب دوزخ نخواهد بود.
هوش مصنوعی: سرنوشت انسان در زندگی به انتخابهای او بستگی دارد؛ شیرینی و تلخی تجربیات زندگی به رفتارها و تصمیمهای خود او مرتبط است. بهشت و دوزخ نیز نتیجه همین انتخابها هستند و به نوعی به خود فرد وابستهاند.
هوش مصنوعی: او گفت: جز شناخت و آگاهی، هیچ چیزی باقی نخواهد ماند. چه بگویم از وصف آن کسی که هر صفت و ویژگیای را فراتر از آن دارد؟
هوش مصنوعی: هر کسی که به شناخت عمیق و واقعی از وجود رسیده است، همهچیز را در عبادت و فروتنی میبیند.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که مرد عارف به خوبی میدانسته که شناخت خود و ذات خود چقدر مهم است. او به طور روشن و زیبا این نکته را بیان کرده است.
هوش مصنوعی: به جز وجود او، در تمام ذرات چیزی وجود ندارد و در هر ذرهای فقط اوست که وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر پاکی و خلوصی داشته باشی، وجودت روشنی پیدا میکند و در این حال فقط ذات خالق بینقص میماند و چیزی جز آن نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.