ساقی برآمد ابر بهاران
شد سبزه و گل خرم ز باران
ژاله گهر ریخت در جام لاله
لاله علم زد بر کوهساران
نرگس گشاده چشمی پر اختر
شب تا سحر چون شب زنده داران
صحرا گرفتند خلوت نشینان
پیمان شکستند پرهیزگاران
خوش آنکه گیرد چون لاله ساغر
بر روی سبزه با گلعذاران
کرده بنفشه بر فوت فرصت
دراعه نیلی چون سوگواران
جامی خمش کن کان تازه گل را
همچو تو بلبل باشد هزاران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیباییهای بهار و شور و نشاط آن است. شاعر به وصف رنگهای زنده و طراوت طبیعت میپردازد و از خوشحالی گلها و گیاهان در چنین فصلی سخن میگوید. ساقی به میان آمده و جامی پر از گل و باران را به تصویر میکشد. لالهها و نرگسها در حال شکفتن و زیبا شدن هستند و دلهای پرهیزکاران به خاطر زیبایی و جذابیت بهار میشکند. در پایان، شاعر به لزوم لذتبردن از لحظات زیبا و استفاده از فرصتها اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، فصل بهار آغاز شده است و باران باعث رویش سبزهها و شکوفههای خوشبو شده است.
هوش مصنوعی: باران شبنم بر روی گلهای لاله نشسته و تصویر زیبایی را در کوهها ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی: نرگس با چشمان باز و درخشانش، مثل ستارهای در شب تا سپیدهدم بیدار است و مانند کسانی که شب را بیداری میکنند، درخشان و زنده به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: عزلتنشینان در بیابان تجمع کردند و پرهیزکاران عهد خود را شکستهاند.
هوش مصنوعی: خوش به حال کسی که مانند لاله، جام را در دست بگیرد و بر روی چمن و در کنار گلهای خوشبو بنشیند.
هوش مصنوعی: بنفشهها به خاطر از دست دادن فرصت و در آغوش کشیدن رنگ آبی، همچون سوگواران به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی اشاره دارد به این که بگذارید دل از غم و اندوه خالی شود، چرا که گل تازه و زیبا به لبخند بلبل نیاز دارد. در واقع، به اهمیت شادی و زیبایی در زندگی اشاره میکند و اینکه باید به عشق و زیباییهای طبیعی اهمیت داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یک سینه و صد هزار شعله
یک دیده و صد هزار باران
غمهای من اعتذار خویشان
احوال من اعتبار یاران
اندر دی و بهمن حوادث
[...]
آورده برات رستگاران
از بهر چو ما گناهکاران
ای روی تو شمع تاج داران
زلف تو طلسم بیقراران
اعجوبهٔ زلف خرده کارت
اغلوطهٔ ده بزرگواران
از عکس جمال جان فزایت
[...]
ای آرزوی امیدواران
ای مرهم درد دل فگاران
از دشمنی آنچه بود، کردی
ای دوست، چنین کنند یاران؟
تا سایه زلف تو بدیدم
[...]
آرام دل امیدواران
آسایش جان بیقراران
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.