گاهی که کشی تیغ نهم گردن تسلیم
هر بی سر و پا را نکشی زین بودم بیم
بر اهل دل آموختن حرف غمت را
شد سینه ناخن زده ام تخته تعلیم
مستخرج احکام شهیدان فراقت
از خون دل و دیده کشد جدول تقویم
هر جا که درافتد سخن سدره و طوبی
ذکر قد رعنای تو اولی ست به تقدیم
جنت طلبان گر لب شیرین تو بینند
درکام همه تلخ شود کوثر و تسنیم
زد کلک مصور پی تصویر خط تو
مشکین الفی چند رقم بر ورق سیم
جامی کند از تنگدلی یاد دهانت
هرجا که بر او تنگ شود قافیه میم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با اشاره به درد و رنج عشق و جدایی، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او به تسلیم و ترس از قطع ارتباط اشاره میکند و میگوید هرکس که بیسر و پا باشد، نمیتواند از غم او فرار کند. شاعر به یادگیری درسهای عشق و غم از دلهای داغدار اشاره میکند و بیان میکند که همه جا حتی در بهترین لحظات، یاد معشوقش را بر همه چیز مقدم میداند. جنت طلبان وقتی به زیبایی معشوق نگاه میکنند، تمامی خوشیهایشان تحت تأثیر محبت او قرار میگیرد. شاعر همچنین از دل تنگ خود و یاد عشق که همواره در او باقیست، سخن میگوید و از تصویر زیبای معشوقش بر کاغذ میسراید. به طور کلی، شعر به عمق عشق، درد فراق و زیبایی یاد معشوق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: گاهی که شمشیر را به سمت دشمن میبرم، از این نگرانم که مبادا به کسی که هیچ قدرتی ندارد، آسیب برسانم.
هوش مصنوعی: آموختن غم و درد تو به اهل دل برای من مثل این است که سینهام را به تختهای برای تعلیم تبدیل کردهام، یعنی با زدن ناخن به سینهام، در واقع حس و اندوه خود را به دیگران منتقل میکنم.
هوش مصنوعی: مجبورم به خاطر دوری از تو، احساسات و تجارب دردناک خود را به گونهای بنویسم که گویی تاریخ را رقم میزنم. در واقع، این احساسات عمیق و غمانگیز به من کمک میکند تا وقایع گذشته را ثبت و به یادگار بگذارم.
هوش مصنوعی: هرجا که درباره درخت سدره و طوبی گفتوگویی پیش بیاید، یاد تو به خاطر زیبایی و شکوهی که داری، اولین و بهترین موردی است که باید ذکر شود.
هوش مصنوعی: اگر جنتطلبان لبهای شیرین تو را ببینند، شیرینی زندگیشان به تلخی تبدیل میشود، حتی کوثر و تسنیم هم برایشان بیمزه خواهد شد.
هوش مصنوعی: از قلم هنرمند، به تصویر تو، که مانند تویی سیاه و زیباست، بر روی ورق نقرهای، تعدادی نشان و رقم حک شده است.
هوش مصنوعی: هر زمان که دلتنگی و تنگدلی به سراغش میآید، یاد تو در ذهنش زنده میشود و این باعث میشود که عشق و محبت او به تو هرجا که باشد، بیشتر احساس شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای روی تو چون تخته سیمین و نبشته
دو صاد و دو جیم از تبتی مشک در آن سیم
بر صاد فتادست مگر نقطه جیمت
با نقطه شده صادت و بی نقطه شده جیم
اهل دل را خبر از عالم جان آوردیم
تحفه ی جان جهان جان و جهان آوردیم
چون نمی شد ز در کعبه گشادی ما را
رخت خلوت بخرابات مغان آوردیم
شمع جانرا ز قدح در لمعان افکندیم
[...]
مستیم و خرابیم و گرفتار فلانیم
سر حلقهٔ رندان خرابات جهانیم
ایمان به جز از کفر سر زلف نداریم
جز معرفت عشق دگر علم ندانیم
ما پیر خرابات جهانیم و لیکن
[...]
دلبسته سازیم و اسیر می نابیم
گه موج شرابیم و گهی تار رباییم
دلبسته سازیم و اسیر می نابیم
گه موج شرابیم و گهی تار رباییم
دلبسته سازیم و اسیر می نابیم
[...]
آشفته دل خویش درین دار فنائیم
بنمائی رخ خویش که مشتاق لقائیم
کس نیست چو ما بیدل در هجر تو ای یار
مغموم درین عالم بافقر و فنائیم
با ما ستم و ظلم مکن جور و جفا را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.