گنجور

 
جامی

ندارم دریغ از غمت هیچ چیز

که مهمان ناخوانده باشد عزیز

اگر بستیت کلک شاپور نقش

شدی خسروت بنده، شیرین کنیز

پی قیمت چون تو سیمینبری

بود گنج زر کمتر از یک پشیز

بود مزرع همت عاشقان

برون از حساب جریب و قفیز

دلا خواهی از عاشقی بر خوری

بشوی از همه دست وز خویش نیز

به سیل فنا ده همه رخت و پخت

به موج بلاکش همه چیز و میز

ببر جامی از چرپ و شیرین دهر

چو طفلان مکن میل جوز و مویز

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عیوقی

شب تیره و زخم شمشیر تیز

ازین صعب تر چون بود رستخیز

مشاهدهٔ ۶ مورد هم آهنگ دیگر از عیوقی
اسدی توسی

مدان از ستاره بی‌او هیچ‌چیز

نه از چرخ و نه‌ز چار گوهر بنیز

مشاهدهٔ بیش از ۱۲۱ مورد هم آهنگ دیگر از اسدی توسی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه