شاعری پیش صاحب عباد قصیده ای آورد، هر بیت از دیوانی و هر معنی زاده طبع سخندانی. صاحب گفت: از برای ما عجب قطار شتر آورده ای که اگر کسی مهارشان بگشاید هر یک به گله دیگر گراید!
همی گفتی به دعوی دی که باشد
به پیش شعر عذبم انگبین هیچ
ز هر جا جمع کردی چند بیتی
به دیوانت نبینم غیر ازین هیچ
اگر هریک به جای خود رود باز
بجز کاغذ نماند بر زمین هیچ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعری قصیدهای به صاحب عباد ارائه میدهد که هر بیت آن از دیوانی جداگانه است. صاحب عباد این شعر را به طنز میگیرد و میگوید که این اشعار همچون شترانی هستند که اگر مهارشان را رها کنی، هر کدام به سمت گلهای دیگر میروند. او به شاعر میگوید که هیچ شاعری نمیتواند به شکلی منسجم و بهجا اشعار را جمعآوری کند و در نهایت، اگر هر شعر به جای خود برود، تنها کاغذ باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: شاعر یک قصیده به صاحب عباد ارائه کرد که هر بیت آن از دیوانی و هر معنی آن نتیجه ذوق شاعرانه بود. صاحب عباد گفت: تو واقعاً شگفتانگیز یک کاروان شتر برای ما آوردهای که اگر کسی افسارشان را loos کند، هر یک به سمت گلهای دیگر خواهد رفت!
هوش مصنوعی: تو همیشه میگفتی که دیروز در برابر شعر شیرین من، هیچ چیزی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از هر جا که حرف و شعرهایی را جمع کردهای، نمیتوانم غیر از این یک مورد را در دیوانت ببینم.
هوش مصنوعی: اگر هر چیز به جای خود برگردد، بر روی زمین چیزی جز کاغذ باقی نخواهد ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.