جامی
»
هفت اورنگ
»
سلسلةالذهب
»
دفتر سوم
»
بخش ۳۱ - حکایت آنچه رسول صلی الله علیه و سلم در حق آن زن بخیل گفته است
شد به پیش رسول بیوه زنی
از نهال قبول میوه کنی
وصف او کرد با رسول کسی
زد ز اعمال خیر او نفسی
که همه روز روزه می دارد
همه شب جز نماز نگذارد
لیکن از جود دست او بسته ست
رگ جانش به بخل پیوسته ست
گفت ختم رسل که دامن و جیب
کاشش آلوده بودی از همه عیب
وز بخیلی نبودیش بسته
دست از بذل مال پیوسته
هر کجا بخل فخر پی سپر است
هر کجا جود عیبها هنر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شخصی به پیش پیامبر (ص) میآید و از زنی بیوه تعریف میکند که روزها روزه میگیرد و شبها نماز میخواند. اما در عین حال، این زن در بخشندگی دستش بسته است و بخیل است. پیامبر (ص) در پاسخ میفرماید که اگر این زن دامنش از عیبها پاک بود و در بخشندگی گشادهدستتر، از او ستایش میشد. او تاکید میکند که بخل نقص است و بخشندگی هنر و فضیلت.
هوش مصنوعی: زنی بیوه به حضور پیامبر آمد و نشان میدهد که او از ثمربخشی و تأثیرگذاری آن نهال (که میتواند به ایمان یا عمل نیک تعبیر شود) بهرهمند شده است.
هوش مصنوعی: توصیف او را شخصی با پیامبر بیان کرد و به حالت نفسش اشاره کرد که به خاطر کارهای نیک او تحت تأثیر قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: او در تمام روزها روزه میگیرد و در تمام شبها جز برای نماز از چیزی نمیگذرد.
هوش مصنوعی: اما از generosity او خبری نیست، زیرا رگ جانش به خساست گره خورده است.
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) فرمود که دامن و جیب او، به خاطر نداشتههایش، آغشته به عیب و نقص بود.
هوش مصنوعی: به دلیل بخل و خساستش، همیشه از بخشش و خرج کردن مال خود خودداری میکند.
هوش مصنوعی: در هر جا که خُلق تنگنظری وجود داشته باشد، انسان به خود میبالد و خود را محافظت میکند، اما در جایی که generosity و بخشندگی وجود دارد، نقایص و کاستیهای انسان تبدیل به هنر و زیبایی میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.