قسم بواهب عقلی که پیش رای قدیم
یکیست چشمه خورشید و سایه عنقاش
همیشود بیکی امر او چو سایه بچاه
در آبگون قفس این آفتاب آتش پاش
که هست طبع جمال آفتاب تأثیری
که پیرویست کم از سایه گنبد خضراش
مرا چو سایه سیه روی کرد و خانه نشین
بنثر نثره صفت طبع آفتاب آساش
جهان بدست زبان آفتاب وار گشاد
ازان فتاد معانی چو سایه اندرپاش
کشد بزیر غمم همچو سایه زیر قدم
زرشگ آنکه نشست آفتاب بر بالاش
جهان دوا زدمش برد اگر نه بگرفتی
بسان سایه و خورشید دق و استسقاش
شکست گوهر دریا و باد ابر نشاند
بشعر چون گهر و طبع پاک چون دریاش
سپید مهره طبعش چنان دمید چنان
که رخنه خواست شد این سبز حقه از آواش
بلطف اگر ید بیضا بدو نماید صبح
بشکل شام گرفتست بی گمان سوداش
دلم زعقده غم چون میان بیت گشاد
چو بستم از زبر دل قصیده غراش
بسا که طره حورا دهد ز غیب بهشت
بکلک سرزده مانند طره حوراش
بچشم مردم ازان گشت همچو مردم چشم
که در سواد توان یافتن ید بیضاش
نه لایقست باو مدح من که در خور نیست
کلاه گوشه نرگس بچشم نابیناش
ثنای او چو مرا شد علاج جان نژند
دعاش گویم و دانم که واجبست دعاش
سیه سپیدی دوران قصیده بادا
که او بود بهمه حال مقطع و مبداش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف تأثیرات و زیباییهای آفتاب و سایهها میپردازد. شاعر اشاره میکند که آفتاب توانایی بسط و روشن کردن جهان را دارد، همانطور که سایهها به نوعی ناشی از او هستند. او همچنین به درد و غمهای خود اشاره میکند و از زیباییهای عمیق و رازآلودی که در اطرافش وجود دارد، صحبت میکند. این آثار مظاهر عشق و زیبایی را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه تأثیرات آفتاب، انسان را در میانهی غم و شادی قرار میدهد. شاعر از معانی عمیقتری سخن میگوید و به اهمیت دعا و مدح اشاره میکند، در حالی که میفهمد که شایستگیاش برای ستایش معشوقش محدود است. در پایان، او به دوگانگی زندگی و روحهای گمشدهاش اشاره میکند و میگوید که این احساسات بخشی از طبیعت انسانی است.
هوش مصنوعی: قسم به آن بخشندهای که عقل را به ما داد، که نظر دلخواه و اصل واحدی است، مثل چشمه خورشید و سایهی گردنش.
هوش مصنوعی: همیشه با یک دستور او، چنان میشود که سایه در آب قفس این آفتاب شعلهور میشود.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و تأثیر آفتاب اشاره دارد و بیان میکند که سایهی گنبد خضراء (مسجد النبی) نیز در مقایسه با زیبایی آفتاب، از تأثیر کمتری برخوردار است. این یعنی وجود زیبایی و نور حقیقی، حتی اگر ما سایهای از آن زیبایی را مشاهده کنیم، باز هم تأثیر آن به مراتب بیشتر از هر سایهای است.
هوش مصنوعی: وقتی که مرا به حال خود رها کرد و به نوعی گوشهنشین شدم، مانند سایهای تیره، از زندگی دور افتادم و احساس کردم که حال و هوای درونم تحت تأثیر و زیبایی آفتاب نیست.
هوش مصنوعی: جهان به وسیله زبان، همچون آفتاب، روشن و باز شده است. معانی به خاطر این زبان مانند سایهای در زیر آن گسترده شدهاند.
هوش مصنوعی: غم و اندوه من به قدری سنگین است که مانند سایهای در زیر قدمهای زرشک، مرا به پایین میکشد. این حالتی است که شادابی و روشنایی زندگی، بهمانند آفتاب، بر دوش کسی که در کنار من نشسته است، تابیده است.
هوش مصنوعی: اگر جهان را به دارویی زدم و از آن دور شدم، انگار که این دنیا همیشه مانند سایه و خورشید در کنارمان نیست و با درد و تشنگیاش ما را میآزارد.
هوش مصنوعی: شکست گوهر دریا نشاندهندهی هنر و ذوق شاعری است که به زیبایی و پاکی طبیعت و احساسات انسانی اشاره میکند؛ مانند جواهری در دریا و لطافت بادی که بر ابرها میوزد.
هوش مصنوعی: او به قدری با استعداد و خلاق است که توانسته است این هنر زیبا را به وجود آورد و دیگران را تحت تاثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: اگر مظهر لطف خداوند به کسی نمایان شود، صبح مانند شب خواهد شد و این موضوع بهطور قطع بر او تاثیرگذار است.
هوش مصنوعی: دل من از غم و درد به تنگ آمده و مانند دستوپای بستهای که ناگهان آزاد شده باشد، حس آزادی و رهایی را تجربه میکند. چون از عمق دل، شعری زیبا و پرمعنا میسازم که میخواهد غمها را کنار بزند.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، یک رشته مو از زیبایی بهشت به گونهای خاص و زیبا نمایان میشود که شبیه به موهای حوریان است.
هوش مصنوعی: چشم مردم به وجود آن شخص افتاده و او را مانند دیگران میبیند، اما در دل خود میداند که ویژگیهای خاصی دارد که در دیگران نمیتوان یافت.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من نمیتوانم او را ستایش کنم، زیرا او به حدی بزرگ و ارزشمند است که حتی کلاهی که روی گوشههای نرگس قرار دارد (که نشان از زیبایی است) نیز برای چشم نابینا کافی نیست. در واقع، او آنقدر والا و باارزش است که هر مدحتی در شأن او نیست.
هوش مصنوعی: زمانی که ستایش او برای من آرامش و شفای روح شود، دعا و نیایش او را میخوانم و میدانم که این دعا بر من واجب و ضروری است.
هوش مصنوعی: اکنون که این دوره را سپری میکنیم، باید بگویم که او در تمام احوال، آغاز و پایان این داستان است و همیشه در آن حضور دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به آب ماند یار مرا صفات و صفاش
که روی خویش ببینی چو بنگری بقفاش
ز بوی و خوبی جعد و دو زلف مشکینش
ز رنگ و گردن و گوش و دو عارض زیباش
نگار خانهٔ چین است و ناف آهوی چین
[...]
حیات را چه گوارنده تر زآب ولیک
کسی که بیشترش خورد بکشد استسقاش
قسم به واهب عقلی که پیش علم قدیم
یکی است چشمه خورشید و سایه عنقاش
زمین شود ز یکی امر او چو سایه چاه
در آبگون قفس این آفتاب آتش پاش
که هست طمع جمال آفتاب تأثیری
[...]
خدایگان جهان شهریار دریا دل
توراست دست گهر بخش و لفظ لؤلؤ پاش
بر اسمان و زمین دست مطلق است تو را
که از وظیفه جود تو یافتند معاش
گهی به پنجه هیبت دل جهان بشکن
[...]
گناه کردن پنهان به از عبادت فاش
اگر خدای پرستی هواپرست مباش
به عین عجب و تکبر نگه به خلق مکن
که دوستان خدا ممکناند در اوباش
بر این زمین که تو بینی ملوک طبعانند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.