جز غم او مرا که شاد کند
جز فراقش مرا که یاد کند
فرد ماندیم از وی و هجر همی
زخم بر مهره گشاد کند
نرگس مست او ببو العجبی
جادوانرا باوستاد کند
غارت دل بزلف فرماید
غمزه را پس امیر داد کند
یارب آن سنگدل مرا هرگز
جز بدشنام هیچ یاد کند؟
تکیه بر وعده های او کردم
که شبانگاه و بامداد کند
جز من و زلف او کسی بجهان
تکیه هرگز بر آب و باد کند؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره غم و فراق معشوق است. شاعر از درد جدایی رنج میبرد و به یاد معشوقش همیشه مشغول است. او به زیباییهای دلبندش اشاره کرده و میگوید که هیچ کس نمیتواند او را شاد کند یا یادش را فراموش کند. این غم و نرگس مست معشوقش آنچنان اثرگذار است که تمام تلاشهایش برای آرامش و خوشی بینتیجه مانده است. شاعر به سنگدلی معشوق و وعدههایش اشاره میکند که همیشه در خواب و بیداری فکرش را مشغول کردهاند. در نهایت، او میگوید که جز خود او، هیچ چیز دیگری نمیتواند روی او تاثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: جز غم او هیچ چیز دیگری نمیتواند مرا شاد کند و هیچکس جز خود او مرا یاد نمیکند.
هوش مصنوعی: ما به تنهایی از او ماندهایم و جداییاش زخم عمیقی بر دل ما زده است.
هوش مصنوعی: عطر نرگس او به قدری دلرباست که جادوگران را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: دل را به زلف زیبا و دلربا میزند و با ناز و غمزهاش آن را تسخیر میکند، سپس فرمانروایی به او داده میشود.
هوش مصنوعی: ای خدای من، چرا آن محبوب سنگدل من هیچ زمانی جز با بد و نفرین به یادم نمیآورد؟
هوش مصنوعی: بر روی قولهای او حساب باز کردهام که در شب و صبح به من کمک کند.
هوش مصنوعی: هیچکس در این دنیا جز من و آن زلف، نمیتواند بر چیزهای ناپایدار چون آب و باد تکیه کند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نفس را علم مستفاد کند
علم ازین بیشتر چه داد کند؟
به کرامند تحفه یاد کند
به گرامی هدیه شاد کند
هر که بر درگه تو داد کند
طلب حاجت و مراد کند
هر که ما را به خیر یاد کند
غم و اندوه، جزو باد کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.