نز هجر توأم بجان امانی هست
نه وصل ترا بدل نشانی هست
جانم بگداخت در فراق آری
جانی اگرم امید جانی هست؟
چونان شده ام که گر مرا بینی
شبهت فتدت که این فلانی هست
من طیره شوم چو تو کمر بندی
یعنی که ترا مگر میانی هست
گفتی ندهم بجان یکی بوسه
آری مده ار در آن زیانی هست
خود هیچ سخن مگوی با عاشق
تا کس بنداندت دهانی هست
میکن زجفا هر آنچه بتوانی
کاخر پس ازین جهان جهانی هست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد فراق معشوق سخن میگوید و در حسرت وصال او به سر میبرد. او خود را در وضعیت بحرانی و عاطفی توصیف میکند که جانش در انتظار دیدار معشوق میسوزد. شاعر میگوید هرچند معشوق وعدهٔ بوسه نمیدهد، اما به او توصیه میکند که از سخن گفتن با عاشق پرهیز کند تا کسی او را به دلتنگی نیندازد. در نهایت، شاعر به مفهوم غفلت از دنیا و توجه به جهان دیگر اشاره میکند و میگوید که درد و رنج در این زندگی گذراست.
هوش مصنوعی: من از دوری تو در رنج و اندوه هستم، اما بودن تو برای من دردی دیگر است.
هوش مصنوعی: دلم به شدت در دوری تو میسوزد، آیا اگر امیدی به زندگی دوباره داشته باشم، میتوانم جان تازهای بگیرم؟
هوش مصنوعی: من به اندازهای تغییر کردهام که اگر مرا ببینی، خواهی گفت: این همان شخص است که من میشناختم.
هوش مصنوعی: من هم مثل تو دلم میخواهد کمر ببندم، یعنی آیا تو میان من و خودت فاصلهای قائل نیستی؟
هوش مصنوعی: اگر گفتی که به کسی یک بوسه نمیدهم، پس آن را نده، زیرا اگر در این میان ضرری باشد، نمیارزد.
هوش مصنوعی: با کسی که عاشق است، هیچ صحبتی نکن، زیرا ممکن است کسی به او بگوید که تو هم احساساتی داری.
هوش مصنوعی: هرگونه آسیب و سختی که میتوانی به دیگران برسانی، انجام بده؛ چرا که پس از این زندگی، دنیای دیگری وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.