کدام درد که ننهاد بر دلم گردون
کدام غم که نخوردم من از زمانه دون
کدام حسرت و جوری ندیده ام به جهان
کزان ستم رخ جان را نکرده ام گلگون
کدام سرو سهی کاو نرفت از چشمم
که در فراق نپالوده ام ز مژگان خون
چه کرده ام من بیچاره کم جزا اینست
مگر ز بخت بدست این و طالع وارون
برفت لیلی خوش منظرم ز دیده از آن
شدم ز درد فراقش بدین صفت مجنون
کسی که افعی هجرانش زخم بر دل زد
گمان مبر که شفا یابد از هزار افسون
به آب دیده تصوّر که آتش دل من
فرو نشیند لیکن همی شود افزون
به روی چون زر من اشک سیم می بینی
مگر که غافلی ای جان من ز ریش درون
جهان بسوخت در این درد و بر جهان دل خلق
که چون به سر برد آخر درین مصیبت چون
جواب داد که چونم که کس مباد چو من
نه روزگار و نه دلدار و تن ذلیل و زبون
ولی امید به بخشایش خدا دارم
که آورد تنم از آتش گنه بیرون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان دردها و رنجهای عمیق شاعر میپردازد. او از غمهای بسیار و حسرتهایی که در زندگی تجربه کرده است صحبت میکند و میگوید که از زمانهای دلسرد و ستمگر همواره آسیب دیده است. شاعر به فراق معشوقهاش، لیلی، اشاره میکند و از عذاب و زخمهای ناشی از دوریش مینالد. او میگوید که دلش با درد عمیقی میسوزد و اشکهایش گواهی بر این زخمها هستند. در نهایت، او به امید بخشایش خداوند اشاره میکند و آرزو دارد که از آتش گناه رهایی یابد.
هوش مصنوعی: کدام دردی هست که بر دلم نیفتاده و کدام غمی است که از زندگی پست تجربه نکردهام؟
هوش مصنوعی: در زندگی، چه حسرتها و چه مصیبتهایی را که تجربه نکردهام! اما هیچگاه نتوانستهام چهرهام را به خاطر این ستمها رنگین و پر از غم کنم.
هوش مصنوعی: آیا کسی را میشناسی که از ذهنم کنار برود؟ من آنقدر در غم دوریاش دلم شکسته که از چشمانم اشکها و خون جاری شده است.
هوش مصنوعی: من چه گناهی کردهام که اینقدر بیپاداش ماندهام؟ آیا این فقط از بدبختی من است یا از سرنوشت شومم؟
هوش مصنوعی: لیلی زیبا و خوشچهره از نظرم دور شد و به همین خاطر از درد جداییاش به وضعیتی رسیدم که مانند مجنون شدهام.
هوش مصنوعی: کسی که از جدایی محبوبش دلی شکسته و زخم خورده دارد، این را نپندار که با هزار روش جادو و افسون بتواند بهبود بیابد.
هوش مصنوعی: با اشکهای چشمم خیال میکنم که آتش دل من خاموش شود، اما هرچه بیشتر اشک میریزم، این آتش بیشتر شعلهور میشود.
هوش مصنوعی: بر روی من اشکهایی به رنگ نقرهای میبینی، مگر اینکه غافل باشی از دردهایی که درونی دارم.
هوش مصنوعی: دنیا در این درد به آتش کشیده شد و دل مردم برای یکدیگر سوخت. زیرا در پایان این مصیبت، چه بر سرشان خواهد آمد.
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که من چه حالتی دارم وقتی که مثل من نه زمانهی خوشی دارم و نه محبوبی، و جسمم نیز ناتوان و ضعیف است.
هوش مصنوعی: من امیدوارم که خدا مرا ببخشد و به این ترتیب، از عذاب گناهانم نجات یابم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بتی که سجده برد پیش او مه گردون
به نیکوئی بر او نیکوان دیگر دون
بدان دو لاله مصقول دل کند مشغول
بدان دو سنبل مفتول دل کند مفتون
اگر نوان و نگونست زلف او چه عجب
[...]
چو اشک ابر به گل برچکیده بینم خوی
بر آن دو عارض گلگون و آن دو زلف نگون
شگفت نیست ز آتش بکاهد آب ولی
ز آتش دلم آب دو دیده گشت فزون
چرا فروخته تر باشد آتش رخ تو
[...]
شدست روز همه خلق فَرّخ و میمون
به روزگار شه نیکبخت روزافزون
شه زمانه ملکشاه کافرید خدای
همیشه طالع او سعد و طلعتش میمون
به طلعتش همه ساله منورست زمین
[...]
چو از حدیقهٔ مینای چرخ سقلاطون
نهفته گشت علامات چتر آینه گون
ز نقشهای عجیب و ز شکلهای غریب
صحیفه های فلک شد چو صحف انگلیون
جناح نسر و سلاح سماک هر دو شدند
[...]
زهی محل رفیعت ز حد و هم بیرون
نهاده گوشه مسند بر اوج نه گردون
امام مشرق و اقضی القضاه روی زمین
که مثل تو ننماید سپهر آینه گون
خرد نداند گفتن مناقب تو که چند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.