دردا که دوست هیچ رعایت نمیکند
مردیم از عتاب و عنایت نمیکند
قربان تیر دشمن بدکیش گشتهام
این جور بین که دوست حمایت نمیکند
از دست هجر دیده غمدیده آنچه دید
جز با خیال دوست حکایت نمیکند
جانم ز دفتر غم جانان به نزد خلق
فصلی و باب هیچ روایت نمیکند
بییار در دیار دلم شحنه غمش
کرد آنچه پادشاه ولایت نمیکند
دارم ز اشک و چهره بسی سیم و زر ولیک
وجهی است اینکه کار کفایت نمیکند
از دست دشمن است همه ناله حسین
ور نی ز جور دوست شکایت نمیکند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غم دوری از دوست میگوید و ابراز میکند که دوست هیچگونه توجهی به حال او ندارد. او از محبت و عنایت محبوب ناامید است و احساس میکند که هجران او را به شدت رنج میدهد. شاعر در وصف حال خود بیان میکند که حتی غمهایش را با دیگران در میان نمیگذارد و مانند شاهی بدون پادشاهی در این دیار تنهاست. او به نارسایی اشکها و زحماتش اشاره میکند و نتیجه میگیرد که در برابر بیوفایی دوست، هیچ چیز کافی نیست. در نهایت، نالههای او ناشی از بیتوجهی دوست است که در حقیقت بیشتر بر اثر رفتارهای دشمن است.
هوش مصنوعی: چه دردناک است که دوست هیچ گونه توجهی به ما ندارد، ما از خشم و بیتوجهیاش جانمان به لب رسیده است.
هوش مصنوعی: من به خاطر تیر دشمن بدخواه، قربانی شدهام و اینطور میبینم که دوست هم از من حمایت نمیکند.
هوش مصنوعی: از درد جدایی و غم دوری، آنچه دیدهام جز با یاد دوست و خیال او، برای کسی نمیگویم.
هوش مصنوعی: جانم به خاطر غم معشوق، در میان مردم به مانند یک فصل و بخش نوشتهای است که هیچ داستانی از آن روایت نمیکند.
هوش مصنوعی: در دیار دل من، نبود یار و عشق باعث شد تا غم و اندوهی به سراغم بیاید که حتی پادشاه مملکت نیز قادر به انجام آن نیست.
هوش مصنوعی: من از اشک و زیباییام خیلی لذت میبرم و به نظر میرسد که ظاهرم ارزشمنده، اما در واقع اینها کافی نیستند و نمیتوانند کار مرا راه بندازند.
هوش مصنوعی: همه زاری و گلهها از دشمن حسین است و اگر نبود، از ظلم دوستی نمینالد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مردیم و یار هیچ عنایت نمیکند
واحسرتا که بخت عنایت نمیکند
در پیش چشم او لب او میکشد مرا
وان شوخچشم بین که حمایت نمیکند
چندان که عجز حال بر او عرضه میکنم
[...]
لعل لبت به لطف حکایت نمیکند
چشم خوشت نظر به عنایت نمیکند
صد بار بیش پیش تو گفتیم درد دل
دردا که در دل تو سرایت نمیکند
دل با سگ تو شرح دهد قصه رقیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.