گنجور

 
حسین خوارزمی

چو عاشقان حرم کعبه لقا جویند

قدم چو سست شود در رهش بسر پویند

برای غسل که در طوف کعبه مسکون است

وجود خویش بخوناب دیده ها شویند

ببوی دوست چو احرام صدق بربندند

ز خار بادیه گلهای آرزو بویند

خزینه های سلاطین به نیم جو نخرند

شکستگان که گدایان درگه اویند

مقام روضه فردوس آرزو نکنند

مجردان که مقیمان خاک آن کویند

بصورت ارچه محبان دوست بسیارند

ولیک یک صفت و یک حدیث و یک رویند

اگر چه همچو حسینند واقف اسرار

چو محرمی نبود راز دل نمی‌گویند

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ادیب صابر

بدین زمانه که ما اندر او گرفتاریم

بزرگ و خرد همی ذل یکدگر جویند

اگر به مرگ یکی را زما عزیز کنند

به جای مرثیه شاید که تهنیت گویند

صغیر اصفهانی

قدح کشان که بعشرت مقیم این کویند

اسیر طره آن یار عنبرین مویند

درون پرده بر از و نیاز با اویند

رباب و چنگ به بانگ بلند میگویند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه