رفتی و یاد تو ز دل ریش من نرفت
نقش خیال روی تو از پیش من نرفت
ملک وجود من ز غمت گرچه شد خراب
سلطان عشقت از دل درویش من برفت
در دور عشق روی تو ایماهرو نماند
نیش غمی که بر جگر ریش من نرفت
این میکشد مرا که دل بیوفای تو
جز بر مراد خصم بداندیش من نرفت
تا جرعه ای حسین ز جام تو نوش کرد
آن ذوق هرگز از دل بیخویش من نرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر احساس عمیق عشق و جدایی را بیان میکند. شاعر از یاد و خاطره معشوقش صحبت میکند که هرگز از دلش نمیرود. علیرغم ویرانی که غم این عشق در زندگیاش به وجود آورده، عشق و خاطرات معشوق او را رها نمیکنند. حتی درد و رنجی که از این عشق میکشد، ذرهای از عشقش کم نمیکند و لذتهایی که از وصال معشوق چشیده، همیشه در قلب او باقی میماند.
هوش مصنوعی: تو رفتی و اما در دل من هیچ نشانهای از یاد تو پاک نشد. تصویر چهرهات از ذهنم هرگز محو نگردید.
هوش مصنوعی: وجود من به خاطر غم تو ویران شده است، اما عشق تو از دل انسان بیزرنگ من رفته است.
هوش مصنوعی: در سایه عشق تو دیگر غمی نمانده است که بر دل و جانم تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: این دل ناپایدار تو، مرا به شدت آزار میدهد، زیرا هیچگاه به خواستهام توجه نکرد و فقط به خواستههای دشمن بدگمانم پاسخ میدهد.
هوش مصنوعی: زمانی که جرعهای از جمال حسین نوشیدم، شور و شوق آن همیشه در دل من باقی ماند و هرگز فراموش نشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن نازنین پسر که دل از ما ربود و رفت
خود را چو مه ز دور بهر جانمود و رفت
یک خنده کرد از لب لعل عقیق رنگ
خون دلم ز دیده گریان گشود و رفت
در فکر آن دهان که دل ما چو موی شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.