گر عشق ازل بدرقه راه نبودی
جانم ز حریم حرم آگاه نبودی
گر طالب حق دامن پیری نگرفتی
شایسته درگاه شهنشاه نبودی
گر طور ز موسی نبدی از اثر عشق
سر مست تجلی رخ شاه نبودی
گر کعبه ز احمد نشدی صاحب تشریف
تا حشر سزاوار چنین جاه نبودی
گر شاه خلایق نشدی جلوه گر حسن
چندین تتق و خیمه و خرگاه نبودی
منصور ز جانبازی خود شوق نکردی
گر جذب نهانیش ز درگاه نبودی
گر جان حسین از غم فرقت نشدی ریش
هر دم جگرش سوخته از آه نبودی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره اهمیت و نقش عشق در زندگی انسانهاست. شاعر به بیان این نکته میپردازد که اگر عشق الهی و ازلی در زندگی وجود نداشت، انسانها به شناخت و معرفت لازم نمیرسیدند و در حقیقت، شایستگیها و مقامات بلند به دست نمیآمد. او از شخصیتهای بزرگ تاریخ مانند موسی و حسین سخن میگوید و بیان میکند که عشق و علاقه به حق و حقیقت، موجب تحقق مقام و منزلتهای عالی میشود. در نهایت، شاعر بر این عقیده است که عشق، کلید اصلی درک و ارتباط با عالم بالاست و بدون آن، انسانها به حقیقت نخواهند رسید.
هوش مصنوعی: اگر عشق ازلی همراه من نبود، روح من به معنای واقعی از فضای مقدس آگاه نمیبود.
هوش مصنوعی: اگر در جستجوی حقیقت بودی و از راهنمایی پیران بهرهمند نمیشدی، شایسته پذیرش در درگاه پادشاه نبودی.
هوش مصنوعی: اگر کوه طور به خاطر عشق جلوهگری نداشت، هیچگاه نمیتوانستی زیبایی چهرهی پادشاه را ببینی.
هوش مصنوعی: اگر تو از نسب احمد (پیامبر) بهرهمند نبودی و در روز قیامت شایستهی چنین مقام و جایگاهی نمیبودی.
هوش مصنوعی: اگر تو سرور و پادشاه مردم نبودی، هیچگاه زیبایی و شکوه این همه تخت و خیمه و منزلت را نمیدیدیم.
هوش مصنوعی: تو از جانبازی خود بیرغبت نبودی، اگر که کشش پنهان او از درگاهش نبود.
هوش مصنوعی: اگر جان حسین به خاطر غم جدایی نمیسوخت، هر لحظه جگرش از آه و اندوه نمیسوزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.