گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جهان ملک خاتون

زلفت چو بنفشه پیچ و تابی دارد

لعل تو چو آتشست و آبی دارد

گفتم که چو چشم تو نباشد مستی

گفتا که به هر گوشه خرابی دارد

جامی

خوش آنکه ز داغ عشق تابی دارد

در دیده ز ابر شوق آبی دارد

از همدمی بی خبران تافته روی

کنجی و کفافی و کتابی دارد

طغرای مشهدی

دل از غم تو حال خرابی دارد

جان هم ز فراقت اضطرابی دارد

گفتی که مرا به خواب خواهی دیدن

این را به کسی بگو که خوابی دارد

صفی علیشاه

رفتن بخرابات حسابی دارد

رو همره آنکه فتح بابی دارد

این درس بمستی و خرابی خوانند

نه مدرسه‌ای و نه کتابی دارد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صفی علیشاه
فرخی یزدی

دل زمزمه های انقلابی دارد

در عین جنون حرف حسابی دارد

گوید که ز چیست مستشار بلدی

این طور سر خانه خرابی دارد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه