ای جام لب نگار میدار به دست
با او چو خوش آورید این کار بدست
بادا ز لب یار قدح مالامال
کآورد به خون دل لب یار به دست
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
ای جام لب نگار میدار به دست
با او چو خوش آورید این کار بدست
بادا ز لب یار قدح مالامال
کآورد به خون دل لب یار به دست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از جام شراب و لب یار سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که شراب را در دستش بگذارد و با او به خوشی بپردازد. آرزو دارد که جام پر از شراب باشد و این نوشیدنی را به خاطر زخمهای دلش از لب یار به دست آورد. بهطور کلی، غزل به تمایل برای لذت و زیباییهای عشق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای جام خوشگلی که در دست داری، آن را به آرامی بگیر و با معشوقت این کار را زیبا انجام بده.
هوش مصنوعی: باشد که از لب محبوب جامی پر شود، که از جگرسوختهی دل بواسطهی لب محبوب به دست آمده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن کیست که آگاه ز حس و خردست :
آسوده ز کفر و دین و از نیک و بدست
کارش نه چو جسم و نفس داد و ستدست
آگاه بدو عقل و خود آگه بخودست
جانی که همای عالم قدس بدست
درمانده بدام شهوت و حرص شدست
از قید صفات بد اگر گشت جدا
بالذات ورا میل بمأوای خودست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.