ترشی تو ولیک نکتهات شیرین است
یک نکته تو لایق صد تحسین است
چون نکته شنیدم از دهانت گفتم
درّی که ز کون خر بیفتد این است
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
ترشی تو ولیک نکتهات شیرین است
یک نکته تو لایق صد تحسین است
چون نکته شنیدم از دهانت گفتم
درّی که ز کون خر بیفتد این است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و شیرینی نکتهای که درون شخص وجود دارد اشاره دارد. با وجود اینکه ظاهراً ممکن است شخص احساس ناخوشایندی داشته باشد (ترشی)، اما نکتهای که بیان میکند بسیار ارزشمند و شایسته تحسین است. شاعر در پایان به این معنا میرسد که درون این ظاهری که شاید زشت به نظر برسد، حقیقتی روشن و ارزشمند نهفته است.
هوش مصنوعی: هرچند که تو چیزهایی داری که شاید تلخ به نظر بیاید، اما نکتهای که در تو وجود دارد بسیار شیرین و دلپذیر است. این نکته آنقدر ارزشمند است که لایق صدها تحسین و ستایش است.
هوش مصنوعی: وقتی از تو نکتهای را شنیدم، جملهای گفتم که از ارزش و زیباییاش میتوان فهمید که حتی در بدترین شرایط هم میتواند گوهری ارزشمند به شمار آید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اندر دل من عشق تو چون نور یقین است
بر دیده من نام تو چون نقش نگین است
در طبع من و همت من تا بقیامت
مهر تو چو جانست و وفای تو چو دین است
تندی کنی و خیره کشیت آئین است
تو دیلمی و عادت دیلم این است
زوبینت ز نرگس سپر از نسرین است
پیرایهٔ دیلم سپر و زوبین است
ای دل اگرت بصیرت حق بین است
پیوسته براق همّتت در زین است
چون مور میان ببند در خدمت خلق
کان ملک سلیمان که شنیدی این است
هر چند که دل را غم عشق آیین است
چشم است که آفت دل مسکین است
من معترفم که شاهد دل معنی است
اما چه کنم؟ که چشم صورت بین است
در مرگ، حیاتِ اهل داد و دین است
وز مرگ، روانِ پاک را تمکین است
آن مرگ لقاست، نی جفا و کین است
نامرده همی میرد و مرگش این است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.