در باغ چو بالایت سروی نتوان دیدن
صد سرو فدا بادا هنگام خرامیدن
ای نور الهی را از روی شما عکسی
ما آینه صانع خواهیم پرستیدن
صبح از هوس رویت رفتم به گلستانها
باشد که کنم خود را مشغول به گل چیدن
گلها چو مرا دیدند فریاد برآوردند
کان گل که تو میخواهی اینجا نتوان دیدن
چون ابر همیگریم بر غنچهٔ خندان لب
تا از شکرت دیدم شیرینی خندیدن
فرهاد اگر دیدی آن چهره شیرین را
از دست شدی دستش در سنگ تراشیدن
در چشم منی نتوان خار مژه بر هم زد
ترسم که گلت یابد زحمت ز خراشیدن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر درباره زیبایی و جذابیت بانو سخن میگوید و آن را به سرو در باغ تشبیه میکند. او میگوید که حضور این بانو باعث میشود تا حتی صد سرو هم فدای او شوند. شاعر از نور الهی که در چهره بانو میدرخشد یاد میکند و به آینهای اشاره میکند که میخواهد این نور را پرستش کند. سپس به گلستان میرود تا خود را مشغول چیدن گل کند، اما متوجه میشود که هیچ گلی به زیبایی آن بانو نیست. شاعر همچنین از احساسی عمیق از عشق و اندوه سخن میگوید و به غم و گریهای که برای زیبایی او دارد، اشاره میکند. در نهایت، او به آن چهره شیرین اشاره میکند و از ترس آسیب به آن زیبایی صحبت میکند.
هوش مصنوعی: در باغ نمیتوان سروی مانند بالای تو دید، پس خیلی از سروها هم فدای جمال تو باد که هنگام راه رفتن زیباییات را مینمایی.
هوش مصنوعی: ای نور الهی، ما از جمال شما مانند آینه تصویر میگیریم و به پرستش شما مشغول خواهیم شد.
هوش مصنوعی: صبح به خاطر دلتنگی برای دیدن تو به گلستانها رفتم تا خودم را مشغول چیدن گلها کنم.
هوش مصنوعی: زمانی که گلها مرا دیدند، به صدا درآمدند و گفتند که این زیبایی که تو به دنبالش هستی، در اینجا قابل مشاهده نیست.
هوش مصنوعی: ابر مانند من در حال گریه است بر روی غنچهای که لبخند میزند، زیرا شیرینی لبخند او را از شکری که میدیدم، متوجه شدم.
هوش مصنوعی: اگر فرهاد آن چهره زیبا و شیرین را ببیند، دیگر نمیتواند از فکر و خیال آن خلاص شود و تمام توجهش به کار سختی که در حال انجام است، معطوف میشود.
هوش مصنوعی: در چشمان من تو قرار داری و نمیتوانم حتی پلک بزنم، چرا که میترسم زحمتی برای تو پیش بیاید و آسیبی به زیباییات برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در شهر بحسن تو رویی نتوان دیدن
از دل نشود پنهان روی تو بپوشیدن
من در عجبم از تو زیرا که ندیدستم
از ماه سخن گفتن وز سرو خرامیدن
هنگام بهار ای جان در باغ چه خوش باشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.