پادشاهی که به شب خلق جهان را خواب داد
دست صنعش طره ی مشکین شب را تاب داد
هر دم از دارالشفای شوق از بهر دوا
دردمندان را ز حکمت شکر و عناب داد
چون به دست صنع خود خوان کرم می گسترید
از خداوندی خود روزی شیخ و شاب داد
ابر احسانش که عالم از کرم سیراب کرد
تشنگان عشق را دریای بی پایاب داد
اندرین طاق زبرجد رنگ، یعنی آسمان
در شب تاریک بهر روشنی مهتاب داد
بهر روز دل فروزان مشعل خورشید کرد
بهر نور شب نشینان پرتو مهتاب داد
شمع وحدت کآفتاب از عکس نورش روشن است
در شب تاریک غم در دشت معنی تاب داد
باغ را از برق خندان آتش اندر دل فکند
داغ را از ابر گریان لؤلؤ خوش آب داد
دست صنع و قدرت بیچون او در درج مهر
روز روشن چرخ را یک پاره لعل ناب داد
آتشی از مهر دُر با را ز گردون برفروخت
خنجر زرین خورشید فلک را تاب داد
رستم اندر گوشه ی میدان مردی گرم کرد
تا ز گردی و دلیری مالش سهراب داد
تا کند حکم کواکب چون منجم از رصد
تیر پیر چرخ را از مهر اسطرلاب داد
بنده ای را در زمانه خوار و بی آداب کرد
بنده ای را بی بهانه در جهان آداب داد
غافلان را در میانه دیده ها در خواب کرد
عاقلان را بر کناره دیده ی بی خواب داد
نامرادی را میان خاک و خاکستر نشاند
سرفرازی را سمور و قاقم و سنجاب داد
کافران را از ندم بت داد و زنار و صلیب
مؤمنان را از کرم سجاده و محراب داد
هر که در طاعت دو تا قامت نشد همچون کمان
بر مثال تیر از پیش خودش پرتاب داد
سجده کن پیش مسبب زآن که نبود بی سبب
گر مسبب بنده ای را در جهان اسباب داد
چون به غار اصحاب کهف ایزد تعالی خواستند
از خداوندی خود دولت بدان اصحاب داد
ساکنان غار عزلت از لقا در خواب کرد
تشنگان راه وحدت از عطا جلاب داد
عرش را از عزت خود این همه تعظیم کرد
فرش را از قدرت خود این همه اعجاب داد
پادشاهی کو در وحدت به روی کس نبست
از در خود خلق را امید فتح الباب داد
نازنینان ریاحین چهره را شاداب کرد
نوعروسان چمن را زلف مشکین تاب داد
در بر دوشیزگان باغ و مستان چمن
جامی از وحدت به دست لاله ی سیراب داد
نامداری را ز شوکت داد سیم بی شمار
سوگواری را ز حیرت اشک چون سیماب داد
گرچه قلاب است این دنیای دون بی وفا
نقد جمله مردمان در دست این قلاب داد
چرخ چون دریای دولاب است، زودش درنورد
زآنکه می خواهم ازین دریای چون دولاب داد
آنکه دعوی کرد بی معنی و غرق جهل بود
با سر و ریش مرصع جان در آن غرقاب داد
عقل و فهم و هوش و هنگ و دانش و تدبیر و رای
جسم و جان و علم و حکمت از کرم وهاب داد
طبع شعر و اعتقاد خوب و ایمان درست
شکر کن حیدر که از فضلت اولوالالباب داد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی قدرت و بزرگی خداوند است که با آفرینش و مهربانی خود، زندگی را به انسانها عطا کرده است. شاعر از مظاهر آفرینش، مانند شب و روز، آسمان و خورشید، نور و آتش سخن میگوید و نشان میدهد که خداوند با نعمتهایش، زندگی را زیبا و دلانگیز کرده است. همچنین، شاعر اشاره میکند که افرادی که در مسیر طاعت و بندگی حرکت میکنند، از لطف و رحمت الهی برخوردار خواهند شد. او به نقش ایمان و ایمانداران در مقابل کافران و غافلان اشاره میکند و در نهایت بیان میکند که علم، حکمت، و ارزشهای انسانی همه از کرم و فضل پروردگار به ما رسیده است. این شعر تأکیدی است بر زیبایی آفرینش و لزوم شکرگزاری از نعمتهای خداوند.
هوش مصنوعی: پادشاهی که در شب آفرینش، همه را خواب کرده و به آنها آرامش بخشید، با دستان هنر خود، زیباییهای شب را به شیوهای خاص و دلنشین به نمایش گذاشت.
هوش مصنوعی: هر لحظه از محل شفای عشق، به خاطر درمان دردهای دلسوختگان، با حکمت خود شکر و عناب هدیه میدهد.
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند با مهربانی و لطف خودش نعمتها را توزیع میکند، زندگی روزمره و روزی افراد، چه پیر و چه جوان، را تأمین میسازد.
هوش مصنوعی: ابر محبت او به قدری فراوان و بخشنده است که تمامی جهان را سیراب کرده و برای عاشقان، دریای بیپایانی از عشق فراهم آورده است.
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی آسمان شب با رنگ سبز زبرجد اشاره شده و گفته شده که در تاریکی شب، ماه به عنوان منبع روشنایی برای ما می درخشد.
هوش مصنوعی: برای هر روز، دل شاداب و روشنی مانند مشعل خورشید میسازد و برای شبنشینان، نور و روشنی ماه را فراهم میکند.
هوش مصنوعی: شمعی که نماد یکپارچگی است، به دلیل نوری که از خورشید میگیرد، در شب تاریک اندوه، روشنی میبخشد و در دشت معنا، تابش خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: باغ با نور و زیبایی شعلهها جان گرفت و احساس شادی را در دلها به وجود آورد. از طرف دیگر، ابرهای بارانزا با قطرات درخشان خود، زیبایی و طراوت را به زمین هدیه کردند.
هوش مصنوعی: دست خالق و قدرت بینظیر او، در روز روشن، گردونهی آسمان را به زیبایی و شکوهی همچون یک تکه لعل خالص آذین داده است.
هوش مصنوعی: از آسمان آتش عشق همچون در الماس به پا خاست و شمشیری زرین به خورشید افق تابش بخشید.
هوش مصنوعی: رستم در گوشه میدان جنگ، مردی را به شدت تنبیه کرد و به خاطر شجاعت و شور و هیجانش، از او پاداشی به نام سهراب گرفت.
هوش مصنوعی: زمانی که ستارهها طبق پیشبینیهای علم نجوم حکم خود را صادر کنند، من نیز مانند یک منجم از طریق رصد و مشاهده، تغییرات را بیان خواهم کرد و تأثیرات کهنه و قدیمی زمان (چرخ) را با نور عشق و معرفت (مهر) تحلیل میکنم.
هوش مصنوعی: در این دنیا، شخصی را به دلیل نداشتن ادب و احترام حقیر و بی ارزش گرداند و در عوض، شخص دیگری را بدون هیچ دلیلی مورد احترام و آداب و رفتار درست قرار داد.
هوش مصنوعی: افراد نادان را در میان مردم بیخبر و خواب میبیند، اما عاقلانی که بیدار و هشیارند را در حاشیه و کناره مییابد.
هوش مصنوعی: در این جهان، برخی افراد با بیمحبتی و عدم توجه روبرو میشوند و به وضعیتی نامناسب و دشوار میافتند، در حالی که دیگران با ظاهری زیبا و با شکوه، در زندگی موفق و محبوب هستند.
هوش مصنوعی: کافرها را از نقص و بیخودیشان به بت، زنجیر و صلیب گرفت، در حالی که مؤمنان را به خاطر بزرگواری و رحمتی که داشت، به سجاده و محراب هدایت کرد.
هوش مصنوعی: هر کس که در اطاعت و فرمانبرداری دو پایش استوار نشود، مانند تیر از کمان، خود را به سوی هدف پرتاب میکند.
هوش مصنوعی: از خدای خود بپرس و به او سجده کن، زیرا هر چیزی در این جهان دلیلی دارد و هیچ چیز بیدلیل نیست. اگر خداوند به کسی در این دنیا وسایل و امکانات داده، بدون علت نیست.
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند متعال اراده کرد به گروه اهل غار، نعمت و بخشش خاصی عطا کند.
هوش مصنوعی: ساکنان غار عزلت به سبب ملاقات با محبوب در خواب فرو رفتهاند و کسانی که در جستجوی وحدت و یکپارچگی هستند، از عطا و بخششهای الهی سیراب میشوند.
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگی و عظمتش، عرش را با احترام و ارادت خاصی مورد توجه قرار داد و به فرش نیز به واسطه قدرتش، شگفتیهایی بخشید.
هوش مصنوعی: پادشاهی که در وحدت با هیچکس دشواری ندارد، به مردم این امید را میدهد که از در او به سوی غنایم و خوشبختی وارد شوند.
هوش مصنوعی: زیبا رویان مانند گلها چهره را خوشبو و شاداب کردند و دختران جوان باغ را با موهای مشکی و زیبا زیباتر کردند.
هوش مصنوعی: در میان دختران زیبا و خنکای چمن، لالهای که آب را نوشیده، جامی از اتحاد را به دستشان داد.
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت یک سردار و دلاور را با ثروت بسیار توصیف میکند، و همچنین بار غم و اندوه را نشان میدهد که مانند همان اشکهایی که به دلیل حیرت به چهره میریزند، بیوقفه و سیال هستند.
هوش مصنوعی: هرچند این دنیا نوعی فریب و نیرنگ است و به وفا نیست، اما همه انسانها درگیر آن هستند و سرمایه و داراییهایشان را به آن سپردهاند.
هوش مصنوعی: زندگی مانند یک دریای متلاطم است و باید بر سرعت آن غلبه کرد، زیرا من در تلاش هستم تا از این دریای پر تلاطم عبور کنم.
هوش مصنوعی: کسی که بدون دلیل و معنی سخن میگوید، به شدت در نادانی غرق است. او با ظاهری آراسته و خود را بزرگ نشان میدهد، اما در واقع در عذاب و تاریکی جهل گرفتار آمده است.
هوش مصنوعی: عقل، فهم، هوش، دانش، تدبیر و رأی، همگی از لطف و کرم خداوند به انسان عطا شدهاند.
هوش مصنوعی: خودت را به خاطر داشتن استعداد در شعر، اعتقادات نیک و ایمان درست سپاسگذار حیدر (امیرالمؤمنین علی) بدان که این نعمتها از فضل و کرامت او به خردمندان عطا شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد
وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد
چشم مست او که مژگان را به قتلم تیز کرد
خنجر زهراب داده در کف قصاب داد
هر خدنگ غمزه ای را کاو به شست ناز بست
[...]
چشم مستت گو شمال نرگس پر خواب داد
طاق ابرویت شکست گوشه محراب داد
گر جفا اینست کز زلف تو بر من میرود
عاقبت پیش تو خواهم دامن او تاب داد
گفته دادی بخواه از غمزه خونریز ما
[...]
آهم از پیچیدگی، چون رشته، تن را تاب داد
اضطرابم اشک را خاصیت سیماب داد
گرچه اقبالم ضعیف افتاده، ادبارم خوش است
آسمان روز سیاهم را شب مهتاب داد
{بیاض}
[...]
تا عرق،گلبرگ حسنت یک دوشبنم آب داد
خانهٔ خورشید رخت ناز بر سیلاب داد
کس به ضبط دل چه پردازد که عرض جلوه ات
حیرت آیینه را هم جوهر سیماب داد
در محبت غافل از آداب نتوان زبستن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.