هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست
از آتش دل و جگر چاک چاک ماست
دامن کشان ز خاک شهیدان گذشته ای
گردی، که دامن تو گرفتست، خاک ماست
ساقی، برو، که باده گل رنگ بی لبش
گر آب زندگیست که زهر هلاک ماست
پاکست همچو دامن گل چشم ما ولی
دامان یار پاک تر از چشم پاک ماست
دهقان سالخورده، که پاینده باد، گفت:
آنست آب خضر، که در جوی تاک ماست
درمان دل مجوی، هلالی، که درد عشق
خاص از برای جان و دل دردناک ماست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و عشق و همچنین به یاد شهیدان گذشته اشاره میکند. او بیان میکند که زیباییهای اطراف نیز از دلتنگیها و آلام او نشأت میگیرد. شاعر از ساقی میخواهد تا بادهای بیاورد که جانبخش باشد، چون زندگی در معرض خطر است. همچنین به پاکی چشمهایش و پاکی معشوق اشاره دارد و میگوید که محبوبش از خود او پاکتر است. در پایان، او به تلاشهای دیوانسالارانه اشاره میکند که برای بقا و سلامتی است و اشاره دارد که درد عشق مختص او و دیگران است.
هوش مصنوعی: هر گلی که در خاک ما روییده است، به دلیل آتش عشق و درد دل ما به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: تو با آغوشی پر از عشق و افتخار به سرزمین شهیدان کهن مینگری، جایی که خاک ما هم اکنون دامن تو را گرفته است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، برو و بادهای را بیاور که رنگش مانند گل است و لبهایش نیست. اگر این نوشیدنی زندگیبخش باشد، برای ما زهر و هلاکت خواهد بود.
هوش مصنوعی: تو همچون دامن گل، پاک و زیبا هستی، اما دامن دلبر من حتی از چشمان پاک من هم پاکتر است.
هوش مصنوعی: دهقان پیر و باتجربه گفت: این همان آب خضر است که در نهر تاکستان ما جریان دارد و نشان از زندگی و سرزندگی میدهد.
هوش مصنوعی: به دنبال درمان دل خود نباش، زیرا درد عشق مخصوص جان و دل زخمدیده ماست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.