ای که به خون مردمان چشم سیاه کردهای
کشته شدست عالمی، تا تو نگاه کردهای
دست به رخ نهادهای، بهر حجاب از حیا
پنجه آفتاب را برقع ماه کردهای
پادشهی و ملک دل هست خراب ظلم تو
زان که بلا و فتنه را خیل و سپاه کردهای
آخر عمر بر رخم داغ جفا کشیدهای
پیر سفیدموی را نامهسیاه کردهای
دوش، هلالی، این همه برق نبود بر فلک
باز مگر ز سوز دل ناله و آه کردهای؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره ظالمی است که با نگاهش زندگی مردم را نابود کرده و باعث خونریزی شده است. شاعر به زیبایی و راز و راز حیا اشاره میکند و از ظلم و ستم این پادشاه سخن میگوید که دلها را خراب کرده و درد و بلا را زیاد کرده است. در پایان، شاعر به حسی از درد و ناله میپردازد که ناشی از ظلم و خیانتهاست و به تابش زیبای ماه اشاره میکند که هرگز به این اندازه درخشان نبوده است.
هوش مصنوعی: ای کسی که با نگاهی که به خون مردم دوختهای، جهانی از افراد کشته شده است.
هوش مصنوعی: تو چنان با دستت بر چهرهات پردهای افکندهای که به خاطر حیا، نور خورشید را مانند چادر ماه بر خود گرفتهای.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، حکومت دل من به خاطر ستم تو ویران شده است، زیرا تو بلا و فتنه را به صورت لشکری بزرگ درآوردهای.
هوش مصنوعی: در پایان عمر، بر چهرهام نشانههایی از ظلم و رنج را دیدهای و فکری ناامیدکننده به بازگو کردهای.
هوش مصنوعی: دیشب، آن هلالی در آسمان اینقدر درخشان نبود، مگر اینکه از درد دل تو ناله و آهی برآمده باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.