گنجور

 
هلالی جغتایی

ماییم جا بگوشه می خانه ساخته

خود را حریف ساغر و پیمانه ساخته

آن کس که تاب داده بهم طره ترا

زنجیر بهر عاشق دیوانه ساخته

دل نیست این که در تن افسرده منست

دیوانه ایست جای بویرانه ساخته

دل خانه خداست، چه سازم که کافری

آن خانه را گرفته و بت خانه ساخته؟

ای شمع، پرتوی بهلالی فگن، که او

خود را بسوز عشق تو پروانه ساخته

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیرخسرو دهلوی

من بهر تو به دیده و دل خانه ساخته

از من تو خویش را ز چه بیگانه ساخته

شانه چرا به مو رسدت، وه که اره باد

بر فرق آنکه بهر تو این شانه ساخته

ماییم رخنه کرده دل از بهر نیکوان

[...]

هلالی جغتایی

بلبل بباغ و جغد بویرانه ساخته

هر کس بقدر همت خود خانه ساخته

بازم فسون چشم تو افسانه ساخته

عقل از سرم ربوده و دیوانه ساخته

یارب، چرا شدست رقیب آشنای تو؟

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه