گنجور

 
هلالی جغتایی

عاشقم کردی و گفتی با رقیب تندخو

عاشق روی توام، با هر که می خواهی بگو

جان من، دلجویی اغیار کردن تا بکی؟

گاه گاهی هم دل سرگشته ما را بجو

ای طبیب، از بهر درد ما غم درمان مخور

زانکه ما با درد بی درمان او کردیم خو

همچو مویی شد تنم، گو: از میان بردار عشق

بعد ازین مویی نگنجد در میان ما و او

رفت آن آب حیات از جویبار چشم من

کی بود، یارب، که آب رفته باز آید بجو؟

صورت دعوی گل، معنی ندارد با رخت

چون ندارد صورت و معنی چه سود از رنگ و بو؟

بر سر کویش، هلالی، رخ بخون شستن چه سود؟

سوی تیغ آبدارش بین و دست از جان بشو

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
کمال خجندی

گفتمش ماه پر است آن چهره گفتا پر مگو

کز زمین تا آسمان فرق است از ما تا بدو

گفتم آن موی میان هیچ است هیچ ار بنگری

گفت اگر دلبستگی داری بدو هیچش مگو

گفتمش آن رنگ و نکهت در گل مشک از چه خاست

[...]

ناصر بخارایی

آرزو دارم که با او باده نوشم رو به رو

جان به لب آمد، به کامم بر نیامد آرزو

پای او بوسم چو زلف و می‌نهم سر بر زمین

من که با تاج سلاطین سر نمی‌آرم فرو

بر میان او ببندم چون کمر خود را به زر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ناصر بخارایی
شمس مغربی

آنکه عمری در پی او می‌دویدم سو‌ به سو

ناگهانش یافتم با دل نشسته روبه‌رو

آخرالامرش بدیدم معتکف در کوی دل

گرچه بسیاری دویدم از پی او کو‌ به کو

دل گرفت آرام چون آرام جان در بر گرفت

[...]

جامی

کرد تهمت حاسدی کز شهر یاران کهن

می رود جامی ز بس آزارهای نو به نو

بخردی گفتا چو نقد عمر خود یعنی سخن

می گذارد پیش ما هر جا که خواهد گو برو

چون ز کنجد روغن صافی تمام آمد برون

[...]

مشاهدهٔ ۱۲ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
اهلی شیرازی

شاهدان عهد ما در عهد و پیمان و وفا

سست تر از بند شلوارند پند از من شنو

قید شاهد نیست جز مهر درش چون در گشود

هر که خواهد گو بیا و هر که خواهد گو برو

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه