ای تو آرام دل و جان، از تو دوری چون کنم؟
گرفتد دوری، معاذالله! صبوری چون کنم؟
از تو دوری بی ضرورت نیست ممکن، آه! اگر
قصه ای پیش آید و افتد ضروری چون کنم؟
محنت هجران کشم، یا تلخی هجران چشم؟
یک تن بیمار و چندین بی حضوری چون کنم؟
دور ازو جانم بلب، روزم بشب نزدیک شد
الله الله! چون کنم از دست دوری؟ چون کنم؟
من که دلتنگم، هلالی، بی رخ گلرنگ دوست
خوشدلی از دیدن گلهای سوری چون کنم؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس درد و غم ناشی از دوری معشوق صحبت میکند. او میگوید که چگونه میتواند بدون او زندگی کند و دوری از محبوبش برایش بسیار سخت و طاقتفرساست. این دوری او را دچار مشکل و محنت کرده و میخواهد بداند که چگونه با این احساسات دست و پنجه نرم کند. همچنین، شاعر به زیباییهای طبیعت اشاره میکند و از اینکه نمیتواند از دیدن گلهای زیبا لذت ببرد، ابراز ناامیدی میکند. به طور کلی، شعر بیانگر عمیقترین حسرتها و دلتنگیهای اوست.
هوش مصنوعی: ای محبوب من که مایهی آرامش دل و جانم هستی، چگونه میتوانم از تو دور شوم؟ دوری از تو به معنای رنج و عذابی است که نخواستهام، پس چطور میتوانم در برابر این دوری صبر کنم؟
هوش مصنوعی: دور بودن از تو بیدلیل نیست، ای کاش اگر داستانی پیش بیاید و اتفاقی بیفتد، چه کنم؟
هوش مصنوعی: از درد جدایی رنج میبرم، یا از تلخی بیقراری چشمم؟ یک نفر بیمار و چندین نفر بیحضور، چگونه این وضعیت را تحمل کنم؟
هوش مصنوعی: دور از او جانم به شدت در عذاب است، روزها به شب نزدیک میشوند و تنها فریاد میزنم. نمیدانم چطور میتوانم با این جدایی کنار بیایم. چگونه باید این درد را تحمل کنم؟
هوش مصنوعی: من که حسرت زده و غمگین هستم، چگونه میتوانم از دیدن گلهای زیبا و شاداب لذت ببرم در حالی که چهرهی محبوبم را نمیبینم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.