نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک چاک
سینهام چاک است، از چاک گریبان خود چه باک؟
میکشی بر غیر تیغ و میکشی از غیرتم
از هلاک دیگران بگذر، که خواهم شد هلاک
نیست جان را با تن پاک تو اصلا نسبتی
این تن پاک تو صد ره پاکتر از جان پاک
خاک آدم را، از آن گل کرد، استاد ازل
تا چنین نازکنهالی بردمد زآن آب و خاک
ای که از ما فارغی، گویا نمیدانی که ما
دردمندانیم و آه ما بهغایت دردناک
میْپرستان را ز می هر دم حیاتی دیگر است
آب حیوان ریخت، گویا، باغبان در جوی تاک
گر هلالی چند روزی در لباس زهد بود
باز در کوی خرابات است مست و جامهچاک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و درگیریهای عاشقانه و انسانی است. شاعر از غم و درد خود سخن میگوید و به نوعی اشاره میکند که اگر دامن او پاره شود، غم او را نمیترساند. او به هیچ چیز جز عشق و احساسات عمیقش اهمیت نمیدهد و از آسیب دیدن دیگران رنجیده خاطر است. شاعر این نکته را نیز مطرح میکند که رابطهای میان جان و بدن وجود ندارد، زیرا بدن فراتر از آنچه به نظر میرسد، پاک است. همچنین اشارهای به خلق انسان از خاک و گل دارد و نشان میدهد که زیبایی و لطافت انسان از همین خاک و آب نشأت میگیرد. در نهایت، شاعر به وضعیت و حالتی که برخی را به زهد میکشاند و عدهای را به میپرستی میبرد، اشاره میکند، به طوری که در هر دو حالت، انسانها با درد و مشکلات رو به رو هستند.
هوش مصنوعی: غمی وجود ندارد، حتی اگر لباس من از اندوه پاره پاره شده باشد. سینهام نرمش را نشان میدهد، پس از اینکه گریبانم پاره شده چه نقصی وجود دارد؟
هوش مصنوعی: تو به دیگران آسیب میزنی و من به خاطر غیرت خود در حال آسیب هستم. از آسیب به دیگران بگذر، چون من در حال سقوط هستم.
هوش مصنوعی: اینجا به این نکته اشاره شده که ارتباط روح و جسم انسان به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. در واقع، بدن انسان از روح نیز پاکتر و باارزشتر است و این نشاندهنده اهمیت و ارزش بالای وجود مادی در کنار روح است.
هوش مصنوعی: استاد نخستین، خاک آدم را به گل تبدیل کرد تا اینکه چنین جوانه لطیفی از آن آب و خاک سر برآورد.
هوش مصنوعی: ای کسی که از ما بیخبر هستی، به نظر میرسد نمیدانی که ما چقدر در رنج و درد هستیم و نالههای ما چقدر غمانگیز و عمیق است.
هوش مصنوعی: میپرستان همیشه از نوشیدنیها تجدید حیات و انرژی میگیرند. گویی باغبانی هر بار آب تازهای برای تاکها میریزد تا آنها دوباره جوانه بزنند و رشد کنند.
هوش مصنوعی: اگر هلالی (افراسیابی) چند روزی در لباس زهد و پارسایی به سر ببرد، باز هم در محلهی خراباتیان است، شاد و مست و با لباس پاره.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با دو سه بوسه رها کن این دل از درد خناک
تا به من احسانت باشد، احسن الله جزاک
جان عاشق چون بود از آرزوی طبع پاک
دامن معشوق اگر آلایشی دارد چه باک
حاش لله چون رسد معشوق ما دامن کشان
دامنش زان پاکتر باشد که ما گوییم پاک
صفوت و پاکیزگی لازم بود خورشید را
[...]
او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاک
رایاو قتل منست و من برای او هلاک
زان رخم حیران آن صانع که پیدا کرده است
آتش خورشید پرتو ز امتزاج آب و خاک
دی به آن ماه عجم گفتم فدایت جان من
[...]
تا زند بخیه درزی چالاک
آنچه بر یوسف از قفا شد چاک
از ملامتگر ندارد یوسف بی جرم، باک
گرد تهمت پاک می سازد ز رخ دامان پاک
عیب می گردد هنر در دیده های پاک بین
نور ماه ناقص از روزن تمام افتد به خاک
از سر تقصیر ما ای محتسب گر نگذری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.