اگر چون تو سروی ز جایی برآید
شود رستخیز و بلایی برآید
خدا را، لب خود بدشنام بگشا
که از هر زبانی دعایی برآید
تو سلطان حسنی و عالم گدایت
چنان کن که کار گدایی برآید
چه کم گردد، آخر، ز جاه و جلالت
اگر حاجت بینوایی برآید؟
مزن تیر جور و حذر کن ز آهی
که از سینه مبتلایی برآید
مرا می کشد انتظار قدومت
چه باشد که آواز پایی برآید؟
هلالی ازین شب خلاصی ندارد
مگر آفتابی ز جایی برآید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و توصیف یک مقام عالی و باخصوصیتی پرداخته که با ظهورش، تغییرات و تحولاتی در دنیا به وجود میآید. شاعر از خدا میخواهد که برای این مقام، دعای خیر و برکت جاری کند و از او خواستار است که به نیازمندان کمک کند. او بر این باور است که مقام و جلال این فرد با برآورده کردن حاجات مردم کم نمیشود. همچنین، شاعر به شدت منتظر دیدار این فرد است و تأکید میکند که نارساییها و مشکلات زندگی با حضور او برطرف میشود. در نهایت، شاعر اشاره میکند که شبها به پایان نخواهد رسید مگر با طلوع آفتاب، که نمادی از ظهور این شخصیت بزرگ است.
هوش مصنوعی: اگر شخصی به زیبایی و بزرگی تو از جایی بر خیزد، باعث وقوع تغییرات بزرگ و مشکلاتی خواهد شد.
هوش مصنوعی: ای کاش زبانت را به دعا و ذکر خداوند مشغول کنی، چون از هر زبانی میتواند صدای نیایش بلند شود.
هوش مصنوعی: شما همچون سلطان محبت هستید، پس به گونهای رفتار کن که کارهای نیازمندان به درستی انجام شود.
هوش مصنوعی: اگر نیاز یک انسان بیچاره برآورده شود، از مقام و عظمت تو چه کم میشود؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که به کسی که باعث رنج و درد دیگران میشود، آسیب نزن و مراقب باش از آه و نالهای که از دل کسی که به درد آمده و مبتلاست، برمیآید. این آه میتواند اثرات عمیق و ناگواری داشته باشد.
هوش مصنوعی: انتظار دیدار تو مرا به شدت آزار میدهد. آیا چیزی میتواند باعث شود که صدای پایت به گوش برسد؟
هوش مصنوعی: شخصی که در این شب تاریک و ناامید به سر میبرد، نمیتواند از وضعیت فعلی خود رهایی یابد، مگر اینکه روزی نور و روشنی از جایی به او برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر دلبری چون تو جایی برآید
به هر جا که شنید بلایی برآید
قد تست چون در گلستان در آیی
اگر سروی اندر قبایی برآید
برآید به هر جا گل، اما چو رویت
[...]
ز خاکم چو خونین گیایی برآید
ز هر شاخ برگ وفایی برآید
چو آتش مشو تند و سرکش مبادا
که دود از دل مبتلایی برآید
به بوی تو از جا جهم مست و بی خود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.