گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

آرزومند توام، بنمای روی خویش را

ور نه، از جانم برون کن ارزوی خویش را

جان در آن زلفست، کمتر شانه کن، تا نگسلی

هم رگ جان مرا، هم تار موی خویش را

خوب‌رو را خوی بد لایق نباشد، جان من

همچو روی خویش نیکو ساز خوی خویش را

چون به کویت خاک گشتم پایمالکم ساختی

پایه بر گردون رساندی خاک کوی خویش را

آن نه شبنم بود ریزان، وقت صبح، از روی گل

گل ز شرمت ریخت بر خاک آبروی خویش را

مرده‌ام، عیسی‌دمی خواهم، که یابم زندگی

همره باد صبا بفرست بوی خویش را

بارها گفتم: هلالی، ترک خوبان کن ولی

هیچ تأثیری ندیدم گفتگوی خویش را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دکتر غلامعلی حامدبرقی نوشته:

با عرض سلام در مصرع اوّل بیت چهارم “پایمالم” صحیح است !

کسرا نوشته:

سلام به اهل ادب و شعر و عشق… سلام به تمام کسانی که این شعر زیبا رو از اینترنت جستجو کردن و الآن مبهوت هنرنمایی شاعر گرانبها هستن… به جرات میتونم بگم این شعر … خصوصا بیت اول و پنجم… شاهکار به معنی واقعی کلمه است…
روح بزرگوار هلالی شاد

کسرا نوشته:

روزی ۱۰ بار این شعر رو میخونم… معرکست… اصلا بنده در حدی نیستم که از این شعر تعریف و تمجیدی کنم… فقط میتونم بگم هلالی رو با این شعر شناختم…
خدا لعنت کند امیر عبیدالله خان ازبک و سیف‌الله نامی رو که هلالی رو به قتل رسوندند و مارا در حسرت غزل های ناب دیگری از این شاعر ترکمن و خوش ذوق گذاشتند… نور به مزار بی نام و نشان این شاعر گرانقدر ببارد… ۱۳۹۴/۴

کسرا نوشته:

اجرای ساز و آواز این شاهکار غزل توسط هنرمندان تکرار نشدنی رادیو گلها در برنامه شماره ی ۲۶۶ برگ سبز با آوای گرم جمال وفایی و همراهی ویولن پرویز یا حقی

کانال رسمی گنجور در تلگرام