دیوانه دلم، یارِِ دل آسایی نیست
شوریده سرم دامن صحرایی نیست
لحن داوود و حسن یوسف، خوار است
گوش شنوا و چشم بینایی نیست
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
دیوانه دلم، یارِِ دل آسایی نیست
شوریده سرم دامن صحرایی نیست
لحن داوود و حسن یوسف، خوار است
گوش شنوا و چشم بینایی نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناامیدی و فقدان عشق صحبت میکند. او احساس میکند که دلش آرامش ندارد و هیچ چیزی در زندگیاش وجود ندارد که او را خوشحال کند. همچنین اشاره میکند که زیباییهای دنیا و صداهای دلنشین در دسترسش نیستند. به طور کلی، این شعر بیانگر احساس سرگشتگی و فقدان است.
هوش مصنوعی: دل من بیمار عشق است و هیچ یار محبوبی برای آسودگی آن وجود ندارد. دلم شایسته آرامش نیست و هیچ چیز قابل نیازی در اطرافم پیدا نمیشود.
هوش مصنوعی: صدای داوود و زیبایی حسن یوسف برای کسی که گوش شنوایی و چشم بینایی نداشته باشد، بیارزش و کم اهمیت است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همچو نفس تو عمر فرسایی نیست
چون آرزوی تو باد پیمایی نیست
بر عمر بنای آرزو چند کنی؟
چون هیچ بنای عمر برجایی نیست
در زیر فلک جای دل آسایی نیست
هر جا که روی به غیر غوغایی نیست
از طعن خلائق ار مفر می جویی
عزلتکدهٔ سکوت بدجایی نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.