آن غنچه که نشکفد به گلشن لب ماست
کامی که روا می نشود مطلب ماست
در عشق دو چیز است که پایانش نیست
اول سر زلف یار و آخر شب ماست
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
آن غنچه که نشکفد به گلشن لب ماست
کامی که روا می نشود مطلب ماست
در عشق دو چیز است که پایانش نیست
اول سر زلف یار و آخر شب ماست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بیتها، شاعر به زیبایی و عشق اشاره میکند. غنچهای که نخواهد شکفت، نشاندهنده آرزوهای بیثمر است. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که در عشق دو موضوع وجود دارد که هیچگاه پایان نمییابند؛ یکی موهای محبوب و دیگری شبهایی که گذرانده میشود. در واقع، عشق و زیبایی همواره در زندگی شاعر حضور دارند.
هوش مصنوعی: غنچهای که در باغ لبهای ما شکفته نمیشود، خوشیای که به دست نمیآید، خواسته ماست.
هوش مصنوعی: در عشق دو چیز هست که هیچگاه تمام نمیشود: یکی آغاز سر زلف معشوق و دیگری شبهایی که به یاد او میگذرانیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شمعی که فروزان نشود کوکب ماست
برقی که ضیا نمی دهد مطلب ماست
صبح همه مرغان سحرخیز دمید
مرغی که سحر نمی شناسد شب ماست
آتش بجهان تفی ز تاب و تب ماست
خورشید مثال ساغر مصطب ماست
از روز و شب زمانه محنت نکشیم
تا زلف تو و رخ تو روز و شب ماست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.