در بغل آرزو کند، تیغ تو تندخوی را
عرضه کنم اگر به گل، زخم شکفته روی را
مشک به کوی بیزدت، طرّه به باد اگر دهی
دل به کنار ریزدت، شانه کنی چو موی را
رشک ریاض خلد شد، دیده ز فیض عارضت
یاد قد تو کردام، سرو کنار جوی را
پرده چه پوشیم که من، در غم دل به عالمی
صبح صفت نموده ام، سینهٔ بی رفوی را؟
هست نقاب دلبران، شرم و حجاب و خال و خط
تیغ برهنه گفته ام، حسن برهنه روی را
دور رسید چون به ما، صاف شراب رفته بود
چرخ کند به ساغرم، درد ته سبوی را
وقت صبوح شد حزین، از می غم به لب چکان
زهر چش ترنّمی، کلک ترانه گوی را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق و عاشقانهاش را بیان میکند. او آرزو دارد که عشقش را با شخصی خاص در میان بگذارد و از زیبایی و جذابیت او تعریف میکند. شاعر به طرز احساساتی به زیبایی معشوق و تاثیر آن بر دلش اشاره میکند و میگوید که چطور این زیبایی موجب حسرت و غم در دلش شده است. او همچنین به درد و رنجهایی که از عشق میکشد، و به شراب و لذتهای آن اشاره میکند و این عناصر را به سبک زندگی و احساسات خود پیوند میزند. در نهایت، شعر ترکیبی از عشق، زیبایی و غم را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم عشق و آرزویی را در آغوش بگیرم، باید شمشیر تند و تیز تو را پیشکش کنم، حتی اگر در مقابل گلی، زخمهای دلبرانهای که بر چهرهام نشستهاند را نشان دهم.
هوش مصنوعی: اگر مشک خوشبویی را به کوی تو ببرم و تو هم گیسوی خود را به نسیم بسپاری، دل تو را کناری میگذارند و موهایت را شانه میزنند.
هوش مصنوعی: رشک باغ بهشت، به خاطر زیبایی و فیض چهره تو، چشمانم یاد قامت تو را میکنند، مانند سرو کنار جوی.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانیم پردهای بزنیم که من، به خاطر غم دلم، جهانی را با حالتی صبحگونه ساختهام و سینهام را که از آرامش بیبهره است، نشان دهم؟
هوش مصنوعی: دلبران با زیباییهای خود، حجاب و شرم به همراه دارند و آثار زیبایی مانند خال و خط روی صورتشان نمایان است. من از حسن و زیبایی چهرههای بیپرده و آشکار آنها سخن گفتهام.
هوش مصنوعی: وقتی زمان به ما نزدیک شد، شراب صاف شدهای در حال رفتن بود. بگذار چرخش به سوی لیوانم بیفتد تا دردی که در ته کوزه است، برطرف شود.
هوش مصنوعی: هنگام صبح که میرسد، حزین از شراب غم بر لبهایش میچکد و زهر چشمی به شکل نغمهای دلنشین، صدای آواز را میسراید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پرده عاشقان درد پرده کند چو روی را
هر طرفی دلی فتد شانه کند چو موی را
دل که ز خلق می برد نیست برای مردمی
طعمه فراخ می کند بهر سگان کوی را
وه که نداری آگهی از دل بی قرار ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.