سپهر فضل و هنر آفتاب عز و شرف
سحاب جود و کرم میرزا شریف احمد
طراز مسند اجلال بد در این محفل
دریغ و درد که برچیدش آسمان مسند
زدند کوس رحیلش وزین سرای سپنج
به شوق گلشن فردوس خیمه بیرون زد
روان شد و به دل جان رسید یاران را
ز ماتمش الم بیکران غم بیحد
ز رنج و محنت دنیا برست و شد به جنان
قرین عشرت جاوید و دولت سرمد
غرض چو رفت ازین بزم و شد به دارالخلد
ز فیض فضل ازل همدم نعیم ابد
نوشت خامه به تاریخ او که از این بزم
نهاد پا به جهان میرزا شریف احمد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره شخصیت میرزا شریف احمد است که به عنوان فردی بزرگ و با فضیلت توصیف شده است. او در یک محفل مهم حضور داشته و به عنوان آفتاب علم و هنر مطرح میشود. با مرگ او، غم و اندوهی بیپایان برای دوستانش به وجود میآید، چرا که او به عالم جاوید و زندگی ابدی پیوسته است. متن به طور کلی فقدان او را مورد اشاره قرار میدهد و نقش مثبت او در جامعه را یادآوری میکند. او در نهایت به بالاترین درجات سعادت و نعمت میرسد و یاد و نامش در تاریخ ثبت میشود.
هوش مصنوعی: در آسمان، فضیلت و هنر مانند آفتاب درخشان است و بزرگی و شرافت مانند ابرهایی است که سخاوت و کرم را بر زمین میبارند؛ اینها مربوط به میرزا شریف احمد است.
هوش مصنوعی: در این جمع، جایگاه بلند و ارزشمند عزت و احترام به طرز وحشتناکی از بین رفته است و تنها حسرت و اندوهی باقی مانده، چرا که آسمان این جایگاه را نابود کرده است.
هوش مصنوعی: برسری از این خانه، صدای حرکت او به گوش رسید و به شوق بهشتی که به مانند گلستان است، از این مکان خارج شد.
هوش مصنوعی: دوستان به خاطر فقدان او دچار اندوه عمیق و بینهایتی شدند که هیچ پایانی ندارد. احساس غم و درد آنان به شدت در دلها و جانها رسوخ کرده است.
هوش مصنوعی: از مشکلات و سختیهای این دنیا رهایی یافت و به بهشت دست یافت، جایی که همیشه در خوشی و خوشبختی زندگی میکند و در نعمتهای فراوان قرار دارد.
هوش مصنوعی: زمانی که هدف این جشن و شادابی به پایان برسد و به سرای جاویدان برود، از نعمت و برکت بیپایان الهی برخوردار خواهد شد و در کنار لذتهای ابدی قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: قلم به تاریخ او نوشت که میرزا شریف احمد از این مهمانی قدم به دنیای جدید گذاشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا بلایه، اگر کارت تو پنهان بود
کنون توانی، باری، خشوک پنهان کرد
به فال نیک و به روز مبارک شنبد
نبیذگیر و مده روزگار نیک به بد
به دین موسی امروز خوشترست نبیذ
بخور موافقتش را نبیذ نو شنبد
اگر توانی یکشنبد از صبوحی کن
[...]
جهان چو چشم نگاران خرگهی گردد
که از خمار شبانه نشاط خواب کنند
دو دسته کاغذ سعدی نواختم فرمود
به حسب خواجه مؤید شهاب دین احمد
اگر به مدح محمد همه سیه نکنم
هزار . . .یر خر اندر . . . س زن اسعد
و منه قیل للاسیر عان، و فی الحدیث: «انّما النساء عندکم عوان».
ملیک علی عرش السّماء مهیمن
و قال امیة بن ابی الصلت:
لعزّته تعنو الوجوه و تسجد.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.