محمد رضا نیک زاد در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷:
سلام به همل دوستان 16 / 6 / 1395
این بیت ِ پروین:
«مگوی هر که کهن جامه شد ز علم تهیست
که خاص نیز بسی هست در میان عوام»
این سخن علی علیه السلام، را تداعی می کند.
« و اخفی ولّیِّه فی عباده فلا تستصغرنَّ عبداً من عبیداللّه فربما یکونُ ولّیِهُ و انتَ لا تعلمُ»
یعنی:(خداوند) و دوست خود را در میان بندگان پنهان کرده است، پس هیچ بنده ای را از بندگان خدا کوچک نشمار، چه بسا همان کس دوست خدا باشد و تو ندانی و از این ماجرا بی خبر باشی»؛
همچنین این موضوع مهمّ اخلاقی-اجتماعی را سعدی در باب چهارم (باب تواضع) بوستان در قالب یک حکایت در 51 بیت که اینگونه آغاز می شود،آورده است:
«فقیهی کهن جامهای تنگدست
در ایوان قاضی به صف برنشست
نگه کرد قاضی در او تیز تیز
معرف گرفت آستینش که خیز
ندانی که برتر مقام تو نیست
فروتر نشین، یا برو، یا بایست
نه هرکس سزاوار باشد به صدر
کرامت به فضل است و رتبت به قدر
دگر ره چه حاجت به پند کست؟
همین شرمساری عقوبت بست
به عزت هر آن کو فروتر نشست
به خواری نیفتد ز بالا به پست . . .»
همچنین یاد آور ضرب المثل منتسب به ملا نصرالدین است:«آستینِ نــــو بخور پــلو»
در پناه خداوند باشید.
نصرت الله نیک زاد در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷:
16 /6 / 1395
در بارۀ مفهوم این بیت ِ پروین:
«مگوی هر که کهن جامه شد ز علم تهیست
که خاص نیز بسی هست در میان عوام»
این سخن علی علیه السلام، تداعی می شود.
« و اخفی ولّیِّه فی عباده فلا تستصغرنَّ عبداً من عبیداللّه فربما یکونُ ولّیِهُ و انتَ لا تعلمُ»
مهران در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت بط » حکایت بط:
مقصود از سه بیت زیر در شعر چیست؟
1- من ره وادی کجا دانم برید - زانک با سیمرغ نتوانم پرید
2- آنک باشد قلهٔ آبش تمام - کی تواند یافت از سیمرغ کام
3- چند باشد همچو آب روشنت - روی هر ناشسته رویی دیدنت
نوید در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
سلام
معنی مصرع دوم از بیت اول چیه دقیقا؟؟؟
اکبر در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند
از روی تو بیزارم گر روی بگردانم
اگر دشمنان به تعداد مردم کل زمین، به سمت من هجوم بیاورند، دلداده روی تو نیستم اگر که به دشمنان پشت کنم (با آنها رو در رو نشوم)
چقدر زیبا خونده چاوشی ، حالا که یه خواننده پیدا شده شعرهای خوب و پرمعنا میخونه خواهشا ایراد نگیرین
نوید در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۳۸ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۲:
بیت اول مصرع دوم ایراد وزنی داره
یدی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:
دوستان،
در مصرع سوم کلمه خام بایستی خامم باشد!
با سپاس، یدی
آریا در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:
با پوزش از اساتید ارجمند . بنده نه در ادبیات دستی دارم و نه ادعایی اما با خواندن بعضی از نظرات و اقداماتی که اداره سانسور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در مورد بعضی از متون و کتب ادبی فارسی انجام داده بیشتر نگران شدم.
آیا گفتن همورویید به جای بواسیر یا دسنتره به جای اسهال کلاس می آورد
رضا حقیقی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
بیت سوم مصرع دوم "مرا مگوی" نوشته شده که اشتباهه و در ضمن وزن رو هم به هم می ریزه و درستش "مرا مگو" هست.
علی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۷:
مصرع
به شهر خود روم و شهریار خود باشم
در شعری از شاه نعمتالله ولی هم موجود است.تضمین از حافظ است یا نعمت لله؟
محمد گره در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳:
با سلام و درود خدمت دوستان و استادان گرامی .میخواستم معنای پرستارفش رو تا حدودی نقل کنم . در سنگ نگاره های تخت جمشید که بنگریم میبینیم که پادشاهان کشورهای دیگر دست به سینه جلوی پادشاه هخامنشی ایستاده و گاها خود را روی زمین انداخته و ادای احترام میکنن .لیکن این یک رسم در زمان های قدیم بوده برای احترام به پادشاه
کمال داودوند در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۷۷:
7014
ن. سیوش در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:
تمام غزل صحیح هست به جز دو قسمت:
امام خواجه غلطه و در دیوان معتبر پژمان امام " شهر " اومده. در بیت آخر طهارت کرد صحیحه بیخود نگید اقامه چون حافظ آخوند و زاهد نبود. در غزلهای دیگری از حافظ هم دیده شده که یک قافیه در دو بیت تکرار شده.
بزرگترین عیب اینجاست که این غزل یک بیتش حذف شده:
" بیا بمیکده و وضع قرب و جاهم بین
اگرچه چشم بما زاهد از حقارت کرد "
بیخودی تحریف نکنید
یاری در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴ - روزهشکن:
خانم نگین ابر مه آزار صحیح است و باید ابر و مه را با کسره بخوانید ماه آزار یا آذار یکی از ماه های رومی هستش که تقریبا مطابقه با فروردین
ناقص در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سیام:
در تعجبم از کسانی که امیر بی گزند رو به این و آن نسبت می دن ، ما ایرانیها عادت کردیم بدون تخصص و با خوندن یک شعر از مولانا بخوایم بگیم منظور ایشون کی بوده ، لطفا همه اشعار مولانا رو بخونید زندگی نامه اشو بخونید ، مفهوم صوفی بدونید بعد قضاوت کنید. اسم این دیوان حضرت مولانا ، دیوان شمسه ، خیلی مونده تا درک کنید ،شمس کی بوده مولانا چی بوده ، لطفا به احترام اشعار ایشان با نادانی خود بیش از این حضرت را غمگین نسازید و خاموش باشید و از شعر و صدای زیبای چاووشی عزیز لذت ببرید. همین
داریوش بیدل در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳:
سلام در بیت دوم مسرع اول ..فیض .به معنی فرو ریختن و ابشار مخصوص در این مصرع به معنی ریزش معنوی و بخشش معنوی نوشته شده ..در مصرع دوم بیرون شدی نمای ..مکث بعد ادامه مصرع ز ظلمات حصرتم یعنی بیرون امدنی نشانم بده ..به نظر این حقیر این غزل از شاهکارهای خواجه است انگار که گویی در اوج مستی سروده یا حق داریوش بیدل حافظ پژوه
کسرا در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » تضمینها » شمارهٔ ۱۳:
عجیب زیباست
چهره در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:
پاسخ به بهار:
آنچه بنده از بیت آخر غزل درک کردم این است که،
که سعدی شکایتی از دوست دارد که نزد کسی نمیتواند بیان کند تا سنگ صبور باشد . همانا بغیر از حبیب کسی نمیتواند سنگ صبور و محرم راز باشد. حال این که وجود حبیب صبوری را از بین میبرد و انسان را به هیجان می آورد. یعنی صبر وشکیبایی در مقابل کسی که خود عامل اصلی بی صبری است.
د. یونس در ۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:
مگر کسی شک در اهل سنت بودن مولانا، سعدی، عمر خیام، حافظ و .... دارد. در مباحث علمی ادب و حقیقت از همه چیز بالاتر است. با تقدیم احترام
رضا در ۹ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۴: