دل در غم عشق یار بستیم
وز دردسر فراق رستیم
از خانه خویش سخت دوریم
وز باده رنج نیک مستیم
از بادیه هوا گذشتیم
در زاویه عنا نشستیم
از شست بلات نوش خوردیم
وز تیر غمت جگر بخستیم
برخاک در تو جان فشاندیم
معلومت شد که باد دستیم
یکراه تو سنگسارمان کن
چون میدانی که بت پرستیم
روزی که غم تومان نجوید
بازش طلبیم و کس فرستیم
بر مرگ زنیم خویشتن را
تا نیست شویم از اینکه هستیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و غم ناشی از دوری معشوق است. شاعر از درد فراق و فاصلهای که از خانهاش گرفته شده، سخن میگوید و از مستی ناشی از رنجهای عشقی یاد میکند. او به سفر در بیابان و نشستن در مکانی آرام اشاره میکند که از آنجا دلتنگیاش را ابراز میکند. شاعر با تصویرهایی از عشق و درد، تمایل خود به فدای عشق و تجربه مرگ در اثر این عشق را بیان میکند و در نهایت بر این نکته تأکید میکند که تنها گمشدهاش عشق است و برای بازگشت به آن، حاضر به هر فداکاری است.
هوش مصنوعی: دل را به خاطر عشق معشوق جلوی شکنجههای جدایی نگه داشتیم و از درد این جدایی رهایی پیدا کردیم.
هوش مصنوعی: ما از خانهمان بسیار دور هستیم و در حالی که زحمت میکشیم، به خوبی مست و خوشحالیم.
هوش مصنوعی: ما از بیابان گذشتیم و در گوشهای آرام گرفتیم.
هوش مصنوعی: ما از دست محبت تو سرمست شدهایم و از غم دوریات، دلمان به شدت آزرده است.
هوش مصنوعی: ما بر روی خاک تو جان خود را نثار کردیم و روشن شد که ما همچون بادی هستیم که به راحتی عبور میکند.
هوش مصنوعی: ما را به سنگسار نکن، چرا که تو میدانی ما پرستندهی بت هستیم.
هوش مصنوعی: روزهایی که غم تو را فراموش نکنیم، دوباره او را بخواهیم و کسی را به دنبال او بفرستیم.
هوش مصنوعی: برای فرار از واقعیت وجودیمان، باید خود را به مرگ بسپاریم تا از بار این هستی رهایی یابیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.