سخت با ما تو بخیلی بسلام
نیک مائیم ترا عاشق و رام
جان ما عاشق و تو معشوقه
دل ما صید و سر زلف تو دام
روی و زلفین تو خون آمد و مشک
وصل و هجر تو حلال است و حرام
بوسه خواهم در حال بده
مکن ای دوست مرا دشمن کام
نقره اندامی و من زر رویم
بزر پخته خرم نقره خام
آن چنانم ز نحیفی که همی
نتوانم زد یکدم بدو گام
نعمت روی تو می باید و بس
بسر تو که تمام است تمام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوقهاش اشاره دارد. شاعر از محبت و آرزوهایش برای دیدار و نزدیکی به معشوق سخن میگوید و به تردیدها و سختیهای این عشق نیز اشاره میکند. او خود را در برابر زیبایی معشوق ناتوان و ضعیف میبیند و خواهان بوسهای از اوست. شاعر در نهایت بیان میکند که زیبایی و وجود معشوق برایش از هر چیز دیگری مهمتر است.
هوش مصنوعی: تو خیلی در نشان دادن محبت به ما سختگیر هستی، اما ما با کمال محبت و عشق به تو نزدیک هستیم و آمادهایم که به تو خدمت کنیم.
هوش مصنوعی: جان ما عاشق توست و تو محبوب دل ما هستی؛ دل ما مانند یک صید است و موهای تو همچون دام.
هوش مصنوعی: چهره و موهای تو باعث اندوه و خونریزی میشود، و عطر عشق و جدایی تو برای من جایز و نامعقول است.
هوش مصنوعی: ای دوست، بگذار که در لحظهای عاشقانه، بوسهای از تو بگیرم؛ اما نکن که در این حال، تو خود را به عنوان دشمن من معرفی کنی و مانع خوشیام شوی.
هوش مصنوعی: تو زیبا و خوشتن هستی، و من دارای چهرهای زرین و درخشان هستم. بزرگ و خوشحال و شاداب، در حالی که تو هنوز خام و ناپختهای.
هوش مصنوعی: من به قدری ضعیف و نحیف هستم که حتی نمیتوانم یک لحظه به جلو بروم.
هوش مصنوعی: زیبایی و لطف چهرهات باید تمام کمال و بینقص باشد، چرا که تو خودی تمام و کمال هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملکا بنشین بر تخت به کام
می مشکین خور در زرین جام
هیبت سوزان خود خنجر توست
بر مکش خنجر زرین ز نیام
حشمت عدل علایی به جهان
[...]
شرف گوهر اولاد نظام
ملک را باز شرف داد و نظام
صاحب مملکت و خواجهٔ عصر
ناصر دین و نصیر اسلام
بوالمظفر که به عون ظفرش
[...]
ای خجل از رخ تو ماه تمام
آفتابی و سایه تو انام
دیدنی جز رخ تو نیست حلال
خوردنی جز غم تو نیست حرام
می شود انگبین چه بوسه دهد
[...]
کم شده نطق زبانی به نظام
تا ز «لامش » نرسیده ست به کام
داور کام ده مالک ملک
حاکم عدل دار الاسلام
کام مردم کرم او همه دم
کرم او همه را کام مدام
همه در کار دل اهل کرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.