زهی رونق ملک از سر گرفته
به یک تاختن هفت کشور گرفته
جلال ترا تاج بر سر نهاده
جمال ترا بخت در برگرفته
قضا دست تو شاه مقبل گشاده
قدر پای تو شیر صفدر گرفته
میامن ز روی مبارک نموده
ممالک برای منور گرفته
دم طالع سعد تو همچو آتش
بر این قبه آبگون در گرفته
برانده ز لوهور فال سعادت
به نام خدای و پیمبر گرفته
دعا استجابت چو دولت نموده
جهان استقامت چو اختر گرفته
اجل زان خدنگ ستاره نهادت
سوی جان خصمانت ره برگرفته
ز مشرق چو خورشید تیغی کشیده
همه دشت چون ذره لشکر گرفته
ز عکس سلاح و ز آواز مرکب
زمین و زمان برق و تندر گرفته
ز پیلان چون کوه تا زان بهیجا
فضای جهان شکل محشر گرفته
ره دیده ها گرد لشکر ببسته
گل چهره های رنگ عبهر گرفته
فلک را تف تیغ درتاب کرده
جهان را دم کوس بر سر گرفته
تو بر خنک نصرت چو خورشید تازان
چو صبح جهانگیر خنجر گرفته
عدو همچو مه مهره بر چیده از نو
چو مردان ره آن جهان برگرفته
فلک بارنامه بعیوق برده
ملک فتحنامه به شهپر گرفته
پس و پیش نصر من الله رسیده
چپ و راست الله اکبر گرفته
بنامیزد آن حق محمود غازی
تو شایسته فرزند حق ور گرفته
بنامیزد آن دزد با پشتواره
بتایید و توفیق داور گرفته
بنامیزد آن تاج و تخت و نگین را
که هستی بدان نیک در خور گرفته
بنامیزد آن دزد این مملکت را
سپرده به دیوار و بر در گرفته
فرود آمده ز آسمان همچو عیسی
به انصاف دجال با خر گرفته
به حمدالله اکنون نبینیم باری
مکان خداوند چاکر گرفته
نهاله گه شیر آهو چریده
گذرگاه شاهین کبوتر گرفته
شمر راه دریای اعظم ببسته
سها جای خورشید انور گرفته
زمین ز من فرق گردون سپرده
گیاه نوان ساق عرعر گرفته
نبینم باری کنون ملک دین را
ز غم چشم و دل آب و آذر گرفته
چو زر پیرهن کاغذی کرده ایثار؟
چو خطبه ز بیداد منبر گرفته
بحمدالله اکنون نبینم باری
گرفته سری یک جهان سرگرفته
چو عفریت ملک سلیمان گزیده
چو یأجوج سد سکندر گرفته
نه جلوه نه مژده چو طاوس و هدهد
بدان پای و سر تخت و افسر گرفته
بحمدالله اکنون جهانی است باری
ثنای ملک بوالمظفر گرفته
زهی بار رنج و غبار مذلت
ز چشم و دل خسروان برگرفته
به اقبال رأی تو فتنه تو گشته
بسی شهد شاهان دیگر گرفته
بغزنین تو موجی زده همچو دریا
خراسان ز مدح تو گوهر گرفته
چو بر خشک و تر آب و آتش براندی
به خواه آب خشک آتش تر گرفته
چو خورشید جامی که گوی حبابش
همه ذکرها بند فرقر گرفته
چو خرم شدی یاد کن بنده ای را
که بودی از او بزم شکر گرفته
بشکرانه آنکه شد خصم دولت
بدست تو شاه مظفر گرفته
بشکرانه آنکه اقبالت او را
به نزد تو آورد حنجر گرفته
بشکرانه آنکه دیدی به میدان
رسنها گلوشان چو چنبر گرفته
ببخشای برمن که نیکو نیاید
ز بنده دل بنده پرور گرفته
هلا تا نگویند خلقان که وقتی
یکی بود کارش چنین درگرفته
مثال جهان گشته زان پس زمانه
همه عبرت او را سراسر گرفته
بچم پای تو در رکاب سعادت
عنان تو چرخ مدور گرفته
هم از نهروان تا بسقسین گشاده
هم از باختر تا به خاور گرفته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف شکوه و عظمت پادشاهی و دستاوردهای آن پرداخته است. شاعر با ستایش از موفقیتها و قدرت پادشاه، به پیروزیهای او در نبردها و بهبود وضعیت کشور اشاره میکند. او تأکید میکند که این دستاوردها به سبب الطاف الهی و حکمت پادشاه نصیب کرده و با قیاسهایی چون خورشید و آتش، شدت و زیبایی این پیروزیها را بیان میکند. همچنین، شاعر نگران از گزندهای دشمنان، بر قدرت و قاطعیت پادشاه تأکید دارد و از او میخواهد تا به یاری و حمایت از بندهاش ادامه دهد. در پایان، شاعر با امیدواری به آینده، بر اهمیت یادآوری این قهرمانیها و عبرتگیری از آنها تأکید میکند.
هوش مصنوعی: کشور با یک حمله قدرتمند، از رونق و شکوهی بهرهمند شده که به اندازهای است که حتی هفت کشور را تحت تاثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: جلال و زیبایی تو مانند تاجی بر سر تو قرار گرفته و بخت و اقبال تو را در آغوش گرفتهاند.
هوش مصنوعی: سرنوشت در دستان تو همچون شاهی است که به تو لطف دارد، و ارزش تو مانند شجاعت و قدرت شیر دل است.
هوش مصنوعی: به خاطر چهره مبارک تو، سرزمینها برای من روشن و نورانی شدهاند.
هوش مصنوعی: زمان خوشبختی و سرنوشت خوب تو مانند آتش، بر این آسمان آبی روشن شده است.
هوش مصنوعی: با نام خدا و پیامبر، بخت و سعادت خوشی به ما عطا شده است.
هوش مصنوعی: دعایی که به اجابت میرسد، مانند دولتی است که بر سر کار آمده؛ و دنیا با ثبات و استوار است، مانند ستارهای که در آسمان درخشان است.
هوش مصنوعی: خدای تو تیر ستارهای را به سوی جان دشمنانت پرتاب کرده است.
هوش مصنوعی: از سمت مشرق، خورشید مانند تیری به آسمان برآمده و سراسر دشت مانند سپاهی که آماده نبرد باشد، درخشان و پراکنده است.
هوش مصنوعی: از صدا و تصویر سلاح و صدای اسبها، زمین و آسمان تحت تأثیر قرار گرفتهاند و طوفان و رعد و برق به وجود آمدهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر وجود فیلها، مانند کوه، تا آنجا که فضایی که جهان در آن قرار دارد، به شکل روز قیامت درآمده است.
هوش مصنوعی: چشم ها به سمت لشکر گل ها خیره شده است و چهره هایی با رنگ های زیبا در آنجا نمایان شده اند.
هوش مصنوعی: آسمان با تیغی تیز در حال حرکت است و در این دنیا به نوعی غوغا برپا شده است.
هوش مصنوعی: تو مانند صبحی خنک و تابناک هستی که مانند خورشید، بر جهانی که در دست داری، میدرخشی و با قدرت خود بر همه چیز تسلط داری.
هوش مصنوعی: دشمن مانند ماهی که در تاریکی شب به زیبایی چیده شده، بار دیگر مانند مردانی که راه آن جهان را یافتهاند، برمیخیزد.
هوش مصنوعی: آسمان به نشانهی پیروزی بر روی زمین، نامهای به حضور انسانی فرستاده و پیروزی را با شتاب و بالهای خود به او تقدیم کرده است.
هوش مصنوعی: پیروزی و موفقیت، از همه سمت به من رسیده است و هر جا که نگاه میکنم، نشانی از بزرگی خدا به چشم میخورد.
هوش مصنوعی: به نام خدا، کسی که حق را میسازد، محمود غازی را میستاید. تو نیز شایسته هستی که فرزند حق باشی و این مقام را به دست آوردهای.
هوش مصنوعی: او در پی آن است که با حمایت و تایید قدرت خداوند به کارهایش ادامه دهد و از موفقیت بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که کسی که بر تاج و تخت و نشانههای قدرت تکیه میزند، بر اساس وجود و شایستگی خود این جایگاه را یافته است. به عبارت دیگر، آنچه که به آن متمسک شده، نشاندهنده ارزش و لیاقت اوست.
هوش مصنوعی: آن دزد این کشور را به نامش میزند، در حالی که اموالش را به دیوار سپرده و خود در دروازه نشسته است.
هوش مصنوعی: مانند عیسی که از آسمان فرود آمد، دجال نیز به عدالت برخورد کرده و با خر (نماد زندگی مادی) رو به رو شده است.
هوش مصنوعی: خوشبختانه اکنون نمیبینیم که جایی برای خداوند تحت تأثیر خادمانش قرار گرفته باشد.
هوش مصنوعی: درختی که زمانی جوان و بیتجربه بود، در حال حاضر به مرحلهای رسیده که در جستجوی عبور از راهی دشوار است و در این مسیر، مشکلات زیادی را تجربه کرده است. به نوعی، این تصویرگرِ تلاش و چالشهای زندگی است و نشان میدهد که هر موجودی با مسائل خاص خود روبهروست.
هوش مصنوعی: شمر مسیر دریا را مسدود کرده و ستاره صبحگاهی جایگاه خورشید درخشان را گرفته است.
هوش مصنوعی: زمین از من جدا شده و آسمان را به گیاهان نوین سپرده است و ساقه درختان عرعر را در بر گرفته.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی اشاره به وضعیت ناگوار و غمانگیزی دارد که بر دین و مذهب حاکم است. تصویرگری میکند که چگونه غم و اندوه، چشمها و دل را تحت تأثیر قرار داده و به نوعی مانند آب و آتش، دچار تلاطم و شعلهور هستند. در حقیقت، شاعر از حال و روز دین و مذهب به دلیل غم و مشکلاتی که مردم با آن مواجه هستند، ابراز نگرانی میکند.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی مانند زر، لباس کاغذی به خود بپوشانی و فدای دیگران شوی؟ آیا نمیبینی که منبر از ظلم و ستم پر شده است و خطبهها در این باره ایراد میشود؟
هوش مصنوعی: خوشبختانه اکنون احساس میکنم که بار سنگینی از دوش من برداشته شده و به نوعی آرامش و آزادی را تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی که موجودی مانند عفریت ملک سلیمان به انسان برسد و مشکلاتی ایجاد کند، مانند یأجوج و مأجوج که سد سکندر را شکستهاند، باعث آشفتگی و ناامنی میشود.
هوش مصنوعی: نه زیبایی و نه بشارتی مانند طاووس و هدهد، که در آنجا پای و سر و تاج و تخت را در دست دارند.
هوش مصنوعی: خوشبختانه اکنون جهانی وجود دارد که به نام ملک بوالمظفر، ستایش و تقدیر شده است.
هوش مصنوعی: چه خوب است که بار رنج و غبار ذلت از چشم و دل پادشاهان برداشته شده است.
هوش مصنوعی: با نیکبختی، نظر تو باعث شده که در دنیا بسیاری از مشکلات و آشفتگیها به وجود بیاید و دیگر شاهان از تو بهرهبرداری کردهاند.
هوش مصنوعی: به مانند دریا که در خراسان موج میزند، در دل بغزنین نیز به خاطر ستایش و تمجید تو، جواهرهایی به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی که آب و آتش را با هم ترکیب کنی، اگر به دنبال آب باشی، در واقع آتش را بیشتر تحت تأثیر قرار دادهای. به عبارت دیگر، هنگامی که دو عنصر مخالف را کنار هم بگذاری، نتیجهای که میگیری ممکن است برخلاف انتظار باشد.
هوش مصنوعی: این جمله به تصویر کشیدن زیبایی و درخشش خورشید را در قالب یک جام توصیف میکند. خورشید به عنوان یک عنصر درخشان، تمامی یادها و ذکرها را در خود جمع کرده، و گویی حبابی که دور آن را فراگرفته، بیانگر حس و حال خالص و معنوی است. این تصویر یادآور شادی و روشنایی است که از یادها و ذکرها برمیخیزد.
هوش مصنوعی: زمانی که به خوشحالی و شادابی رسیدی، یادت باشد که یک بندهای هم بود که به خاطر او، از شکر و خوشی بهرهمند شدی.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه تو به مقام شاهی و قدرت رسیدی، دشمنان کشور را به زیر سلطه خود درآوردی و پیروزی بزرگی به دست آوردی.
هوش مصنوعی: به پاس اینکه زندگیات به تو فرصتی داده و کسی را به سمت تو آورده، صدایت را آرام کن.
هوش مصنوعی: به خاطر این که دیدی در میدان، گردنها مانند حلقههای رسن محاصره شده است.
هوش مصنوعی: از تو میخواهم که به من ببخشی، چرا که بندهای که دلش را برای تو پروراندهام، نمیتواند به خوبی ابراز کند.
هوش مصنوعی: بیایید تا مردم نگویند که وقتی کسی در کارش موفق بوده، به این شکل درگیر شده است.
هوش مصنوعی: جهان پس از آن واقعه، به دلیل عبرتآموزی، بهطور کامل تحت تأثیر قرار گرفته و نماد آن شده است.
هوش مصنوعی: فرزندم در کنار تو، در جستجوی خوشبختی و موفقیت، زندگیاش را به تو وابسته کرده و در مسیر تو حرکت میکند.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر وسعت منطقهای است که از نهروان تا بسقسین کشیده شده و همچنین از غرب تا شرق را شامل میشود. به عبارتی، این منطقه از نظر جغرافیایی بسیار وسیع و گشاده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.