من به راه مکه آن دیدم ز فخر روزگار
کز پیمبر دید در راه مدینه یار غار
هم یکی از معجزات ظاهر پیغمبر است
این کرامتهای گوناگون فخر روزگار
روز آدینه که از بغداد پی بیرون نهاد
ابر گوهر کرد برفرق غلامانش نثار
شد زمین بادیه همچون بهشتی در بهشت
وان هوای هاویه همچون بهار اندر بهار
از میان خارهای دیده دوز جامه در
صد هزاران گل پدید آمد به فضل کردگار
چون سموم بادیه گلبوی گشت آگه شدم
کاتش سوزان بر ابراهیم شد چون مرغزار
چون هوای سرد بایستی بگرد موکبش
گرم سقائی گرفتی ابر مروارید بار
چارسو باران و فارغ در میان آن قافله
همچو نیلوفر میانه خشک و گوشه آبدار
این کرامت حق تعالی داند و خلقان که بود
از حوالینا الهی لا علینا یادگار
تابکوفه باز مانده حالش همچنین
هم عجب بودی اگر یک بار بودی یا دو بار
استوارم گر نداری بر حقی کین حالها
من به چشم خویش دیدم می ندارم استوار
چون امیر المومنین بوبکر در راه خدای
همتش درباخت دیناری چهل پنجه هزار
چون سلیمان طاعتش بردند دیوان عرب
آن خران بی فسار و اشتران بی مهار
همچو سگ بسیار گوی و همچو خر اندک خرد
همچو بز بازیچه روی و همچو دد مردار خوار
لشکر جرار با خود برده و با این همه
داد هر یک را نهانی جامهای زرنگار
چون عرب خلعت به پوشیدی همی اندر سزد
شهپر طاوس را افکند بر دنبال مار؟
آخر این روی پری چون گستری بر پشت دیو
آخر این برگ سمن تا کی نهی بر روی خار
گرنه آن بودی که ره بر قافله بسته شدی
تیغ خون خوارش از آن ماران برآوردی دمار
بندگان نیک مرد و شیر مرد مخلصش
وان همه زهره چو آب و آن همه دل چون انار
آن همه شیران شرزه و آن همه پیلان مست
وان همه گردان گردون آن همه مردان کار
صد چو سایه از پس و صد چون نظر بازان ز پیش
صد چو قوت بر یمین و صد چو قدرت بر یسار
در میان خود گرفته حاجیان را همچنانک
عاشقان گیرند معشوقان خود را در کنار
قدر این راحت که تا این حال با او دیده ام
آن کسی داند که او دیده و کشیده رنج پار
کار حق اینک چنین سازد امیری کش بود
چون رشید الدین وزیر کاردان حق گزار
بر دیانت پای ثابت برنهاده همچو سرو
وز سخاوت دست کوته برگشاده چون چنار
یارب این زیبا و زیر نیک پی بس مقبل است
هم بدین مقبل امیر عادل ارزانیش دار
عالم عادل مجاهد فخر دین میر عراق
سهم دولت بوالوفا مسعود امیر کامیار
خلق خلق مشکبوی عنبرین رنگش نگر
کش فدازیبد معنبر زلف و مشکین خال یار
طوق تاریکی شد از رأی سکندر روشنم؟
چون شد از خاک حبش آب حیاتش آشکار
طالع و نام و نشانش هر سه مسعود آمده است
جز به شب داده است هرکز طالع مسعود بار
چشم اقبال و دل بخت تو باشد روز و شب
از سواد و از سویدا چشم و دل را افتخار
شحنه بغداد می بایست بودش تا ابد
در ازل زان خلعت عباس دادش کردگار
سرو را حقیست ثابت گشت بر پایش بزرگ؟
خرده نبود کز سرآن بگذرد دیوانه وار
در پناه جاه و ظل عدل و حرز دولتش
آرزوی عمر ما ایزد نهاد اندر کنار
خواجگان حضرت غزنی که اهل سنت اند
چون فریضه این دعا گویند روزی پنج بار
آن دعا را بسته بر پر چون کبوتر می شدند
دوش طاوسان فردوسی سوی دارالقرار
با عروس طبع گفتم هین دمی نشاط باش
شهپر هر یک مرصع کن بدر شاهوار
مدح گفتم اینکه من بحر علومم در نگر
دونم ار گویم که تو بحر سخائی زر بیار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن، شعری است در مورد سفر به مکه و تجلیل از بزرگان دین و معجزات پیامبر اسلام. شاعر به زیباییهای سفر و لطف الهی اشاره میکند و وضعیت خوش آب و هوا و شکوفههای بهاری را توصیف میکند. او از شخصیتهای بزرگ مانند ابوبکر و سلیمان یاد میکند و بر فضیلتهای آنان تأکید میکند. همچنین شاعر به دولتمردانی مانند رشیدالدین و مسعود که خدمت به دین و مردم کردهاند، اشاره میکند و دعا میکند که این شخصیتها در مقام خود ثابت و پایدار بمانند. به طور کلی، شعر حس معنوی و بزرگی از دین و شخصیتهای آن را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: در مسیر مکه، من چیزی را مشاهده کردم که نشاندهندهٔ افتخار دوران است. به یاد دارم که پیامبر در راه مدینه، همراه با دوستش در غاری قرار داشت.
هوش مصنوعی: این کرامتهای مختلف که در زندگی پیامبر دیده میشود، یکی از شگفتیها و نشانههای بزرگی است که او را از دیگران متمایز میکند و باعث افتخار دوران او میشود.
هوش مصنوعی: در روز جمعه، هنگامی که ابر از بغداد خارج شد، قطرات باران مانند جواهرات بر سر بندگانش ریخت.
هوش مصنوعی: زمین بیابان مانند بهشتی زیبا شده و هوای جهنم به لطافت بهار است.
هوش مصنوعی: از دل درد و رنجهای زندگی و مشکلات، زیباییها و نعمتهای فراوانی شکل میگیرد، و این همه به لطف و رحمت خداوند است.
هوش مصنوعی: زمانی که بادی گرم و سوزان وزید و مرا به یاد آتش افروخت که بر ابراهیم نازل شد، احساس کردم گویی تبدیل به باغی سرسبز و با طراوت شدم.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی میپردازد که در آن با سرد شدن هوا، نیاز به گرما و راحتی احساس میشود. در این شرایط، به خاطر دلگرمی و آرامش، به نوعی به دنبال محیطی گرم و دلنشین هستیم که همچون یک درخت جواهر یا باران مروارید، زیبایی و لطافت خاصی را به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: در میان قافلهای که در باران و در مکانی پرچالش سفر میکند، مانند نیلوفر که در میان زمین خشک و گوشهای تر و آبدار قرار دارد، فردی آرام و بدون دغدغه به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: این کرامت از جانب خداوند است و مردم میدانند که این یادگار از سوی حقتعالی به ما رسیده است.
هوش مصنوعی: اگر تو گاهی به حال او نگاهی می انداختی، تعجب میکردی که چطور ممکن است در یک یا دو بار چنین حالتی برایش پیش آمده باشد.
هوش مصنوعی: من در برابر حقیقت استوارم، حتی اگر تو آن را نداشته باشی. چون من این حالات را از نزدیک دیدهام و به همین دلیل بر اصول خود پافشاری میکنم.
هوش مصنوعی: امیرالمؤمنین ابوبکر برای راه خدا و خدمت به دین، همه همت و تلاش خود را به کار گرفت و از مال خود، چهل و پنجه هزار دینار را در این راه هزینه کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که مردم از فرمان سلیمان پیروی کردند، دیوان عرب به همراه آن اسبهای بدون زین و شتران بدون افسار به راه افتادند.
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که باید به شیوههای مختلف رفتار کنیم. باید مانند یک سگ، زیاد صحبت کنیم و همیشه در حال گفتگو باشیم. از سوی دیگر، مانند یک الاغ، باید در انتخاب کلمات و اندیشههایمان احتیاط کنیم و کماحتیاط نباشیم. همچنین تأکید میکند که باید همچون بز که بازیگوشی میکند، در زندگیمان شاد و سرگرم باشیم، اما در عوض مانند موجودات وحشی که اجسام مرده را میخورند، نباید به مسائل زشت و ناپسند نزدیک شویم. این تصویرها به انسان یادآوری میکند که در زندگیاش به تعادل برسد و در عین حال از رفتارهای ناپسند دوری کند.
هوش مصنوعی: لشکری بزرگ با خود آورده و با این حال هر یک از آنها به طور پنهانی جامهای زرهپوشی از طلا دارند.
هوش مصنوعی: وقتی تو لباس زیبا بر تن کردهای، آیا به درستی است که پرنده زیبای طاووس را به دنبال مار بیندازی؟
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و زشتی اشاره دارد. در واقع، شاعر به تصویر کشیدن زیبایی یک پری به شکل گستردهای اشاره میکند که بر روی دیو نشسته است، و این تضاد نمایانگر تناقضهای زندگی است. همچنین، اشاره به برگ سمن بر روی خار نشاندهنده این است که زیبایی نمیتواند از مشکلات و زشتیها دور بماند. شاعر از ما میپرسد که تا چه زمانی میتوان زیبایی را بر مشکلات پنهان کرد یا آن را نادیده گرفت.
هوش مصنوعی: اگر این اتفاق نمیافتاد، تو همانی بودی که در راه قافله مانع ایجاد کردی و پیوستگی خونین آن به وسیلهٔ مارها تو را از پا درآورد.
هوش مصنوعی: بندگان خوب و با شجاعت او، دلها و ارادهای قوی دارند و مانند میوه انار پر از عشق و احساسات هستند، در حالی که دیگران به نظر نرم و ضعیف میآیند.
هوش مصنوعی: همه آن شیران قوی و آن فیلهای سرمست و همه آن دایرهگردانها و مردان پرکار و کوشنده در دنیا وجود دارند.
هوش مصنوعی: بسیاری مانند سایه از پشت سر میآیند و بسیاری دیگر مانند نگاهکنندگان از جلو میآیند. همچنین، بسیاری مانند قدرت در سمت راست و بسیاری دیگر مانند نیرو در سمت چپ وجود دارند.
هوش مصنوعی: حاجیان در میان خودشان مثل عاشقانی هستند که محبوبانشان را در آغوش میگیرند.
هوش مصنوعی: آن کسی که تجربه کرده است، میداند که این آرامش و راحتی که اکنون دارم، چقدر ارزشمند است. فقط کسی میتواند معنای این راحتی را درک کند که در گذشته سختیها و رنجها را چشیده باشد.
هوش مصنوعی: کار خداوند اینگونه است که رهبری را ایجاد میکند که چنان باشد مانند رشید الدین، وزیری با تجربه و کاردان در امور.
هوش مصنوعی: کسی که در دیانت استوار و ثابتقدم است مانند درخت سرو ایستاده و در عین حال دست سخاوت او بسته نیست و مانند درخت چنار به دیگران کمک میکند.
هوش مصنوعی: پروردگارا، این دختر زیبا و خوش قدم، همواره با چهرهای خوشایند در پیش است. اگر امیر عادل به من محبت کند و ارزانیاش را به من عطا کند، چه خوب خواهد بود.
هوش مصنوعی: عالم عادل و مجاهد که سمبل فخر دین است و در سنگر دفاع از دین میجنگد، شخصیت برجستهای از عراق به نام مسعود امیر کامیار است که در دولت بوالوفا نقش مهمی دارد.
هوش مصنوعی: به افرادی که بوی خوش مشک و رنگ زعفرانی دارند نگاه کن. عاشق آن زلفهای زیبا و خال مشکین یار هستم.
هوش مصنوعی: آیا امکان دارد که به دلیل فکر سکندر، من از تاریکی روشن شوم؟ چگونه است که آب حیاتش از خاک حبش پیدا شده است؟
هوش مصنوعی: سرنوشت، نام و ویژگیهای او همگی خوشیمن و پر سعادت است، اما فقط در شب، سرنوشت خوشی به او داده نشده است.
هوش مصنوعی: چشم و دل خوشبختی و خوشاقبالی تو همیشه در روز و شب همراهت خواهد بود و از تیرگی و روشنی، چشم و دل تو را به افتخار خواهد نشاند.
هوش مصنوعی: شخصی از بغداد باید تا ابد در ازل به پاس خلعتی که خداوند به او بخشیده، بماند.
هوش مصنوعی: آیا سرو قد بلند و زیبایی بر سر پاهایش استوار مانده است؟ آیا جای خردهای ندارد که دیوانهوار از آن عبور کند؟
هوش مصنوعی: در سایه مقام و عدالت او، آرزوی عمر ما به لطف خدا در کنار او قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: سران و بزرگان غزنی که از پیروان مذهب اهل سنت هستند، هر روز پنج بار این دعا را با دقت و توجه مخصوصی میخوانند.
هوش مصنوعی: دیشب طاوسان مانند کبوتران بر بال دعا نشسته بودند و به سمت سرای آرامش پرواز کردند.
هوش مصنوعی: با معشوقه خوشذوق خود صحبت کردم و از او خواستم که لحظهای شاداب باشد و زیباییهای هر یک را مانند گنجینهای ارزشمند زینت دهد.
هوش مصنوعی: من در وصف تو سخن گفتم و خود را دریای علم معرفی کردم، اما میدانم که اگر بگویم تو دریای سخاوتی، باید طلا بیاوری تا ارزش واقعی تو را نشان دهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.