گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قطران تبریزی

بر شاخ گل دولت تو خار نماند

جز بخت تو هیچ بخت بیدار نماند

مردانش را جز از تو بازار نماند

جز داشتن ملک ترا کار نماند

عطار

در قلزم عشق تو که دیار نماند

تا غرقه شوم ز خود بسی کار نماند

بس زیر و زبر که آمدم تا آخر

ناچیز چنان شدم که آثار نماند

مولانا

از آب حیات دوست بیمار نماند

در گلبن وصل دوست یک خار نماند

گویند درچه‌ایست از دل سوی دل

چه جای دریچه‌ای که دیوار نماند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه