گنجور

 
مجد همگر

حصاری چیست سنگین و مدور

شبه رنگ و کمرش الماس پیکر

کمرزاده ازو در گوهر و اصل

ولیکن بوده بر مادر ستمگر

به بالای حصار ابری دخان رنگ

به زیر آن حصار انبوه لشکر

همه رومی رخ و غران و سرکش

همه سرشان سنان و حربه یکسر

یکایک ناوک اندازان بی چرخ

ز ناوکشان هوا پر پشته زر

همی گردند باز از سقف نیلی

نبیندشان کسی بر فرش اغبر

چو تاب حربشان در قلعه گیرد

بنالد اهل حصن از شور و از شر

برآیند از سر کین تا به باره

خروشان یکسر و جوشان چو تندر

فرود آیند گرم از باره حصن

بدان لشکر فروریزند بی مر

بمیرند و رخان لاله گونشان

ز روی زنگیان گردد سیه تر

درآید جبرئیلی وز سر دژ

بگیرد زان دلیران چند صفدر

چو زیشان کم شود چندی دلیران

شود کم جوش و غوغاشان به دژ در

سرافیلی در آید دردمد صور

شود آن کشتگان تیره جانور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
دقیقی

پریچهره بتی عیار و دلبر

نگاری سرو قدّ و ماه منظر

سیه چشمی که تا رویش بدیدم

سرشکم خون شدست و بر مشجر

اگر نه دل همی‌خواهی سپردن

[...]

عنصری

غنودستند بر ماه منور

خط و زلفین آن بت روی دلبر

یکی را سنبل نو رسته بالین

یکی را لالۀ خود روی بستر

ز مشکین جعد زنجیرست گویی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
فرخی سیستانی

مرا، دی عاشقی گفت ای سخنور

میان عاشق و معشوق بنگر

نگه کن تا چه باید هر دوانرا

وزین دو کز تو پرسیدم بمگذر

چه خواهد دلبر از دلجوی بیدل ؟

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ازرقی هروی

همایون جشن عید و ماه آذر

خجسته باد بر شاه مظفر

امیر انشاه بن قاورد جغری

جمال دین و دین را پشت و یاور

خداوندی ، کجا کوته نماید

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه