سپهر قدرا دریادلا خداوندا
توئی که غاشیه مهر تست بر دوشم
ز جام طبع به هر مجلسی که بنشینم
نخست باده حمد و ثنای تو نوشم
همه مدیح تو می گسترم چو در سخنم
همه ثنای تو می پرورم چو خاموشم
به سمع مجلس عالی مگر رسیده بود
که چرخ بر چه صفت کرد بی تن و توشم
چنین که سوخت مرا برق حادثات سزد
همی چو ابر بگریم چو رعد بخروشم
شنیده ام که به لفظ گهر نثار تو رفت
که در تدارک کار فلان همی کوشم
از آن زمان که من این ماجرا شنیدستم
حواس جمله حسد می برند برگشوم
نشسته ام ز پس روزنی که از سرما
چو یخ فسرده و از غم چو دیگ می جوشم
از آن قبل که دلم می رمد ز سایه خویش
از آفتاب به صد پرده چهره می پوشم
دلم ز لرزه و خوف آن زمان شود ساکن
که لطف و رحمت تو گیرد اندر آغوشم
ورم خرید قبول توام به ثمن بود
که جان به عشوه مشتی خبیث بفروشم
هم از تمامی حرمان روزگار من است
که کرده ای به چنین حالتی فراموشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به پروردگارش میپردازد و میگوید که تو برای او منبع مهر و محبت هستی. او در هر مجلسی که حاضر میشود، ابتدا به ستایش خداوند میپردازد و در سکوت نیز همچنان به یاد اوست. شاعر از وضعیت سخت خود حرف میزند و از غم و ناراحتیاش به خاطر حوادث زندگی شکایت میکند. همچنین، او به تلخی و یأس روزگار خود اشاره میکند و تنها زمانی آرامش مییابد که در آغوش رحمت خداوند قرار گیرد. در نهایت، شاعر احساس حرمان و فراموشی از سوی خداوند را در دل خود حس میکند.
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، تویی که سایهی محبتت بر دوشم سنگینی میکند و در این دنیای وسیع، حضور تو برای من معنا دارد.
هوش مصنوعی: هر بار که به دور هم نشینی بروم، ابتدا از خوبیها و ستایشهای تو میگویم و از آن لذت میبرم.
هوش مصنوعی: من در هر گفتار خود ستایشت را گسترش میدهم و زمانی که سکوت میکنم، همه تفکرات و احساساتم حول توایند.
هوش مصنوعی: آیا به گوش مجلس محترم خبر رسیده بود که چه تغییراتی در جهان بدون وجود من و تو به وجود آمده است؟
هوش مصنوعی: به چنان حالتی دچار شدم که حوادث زندگی مرا به شدت آزرده و رنجیده کرده است، به گونهای که همچون ابر اشک میریزم و مانند رعد و برق به خشم میآیم.
هوش مصنوعی: شنیدهام که برای تو از کلام زیبا و گرانبهایی استفاده شده است، در حالی که من در تلاش هستم تا کارهای مربوط به فلان موضوع را به انجام برسانم.
هوش مصنوعی: از وقتی که این داستان را شنیدم، تمام حواسم به حسد مشغول شده و نمیتوانم آرامش داشته باشم.
هوش مصنوعی: نیشستهام و از یک روزنه نگاه میکنم، در حالی که از سرما به شدت یخ زدهام و از غم، در درونم مانند دیگی در حال جوشیدن هستم.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه دلم از سایه خود فرار کند، به خاطر آفتاب، با صد پرده چهرهام را میپوشانم.
هوش مصنوعی: دلم آرام خواهد شد و از ترس و لرزه خارج میشود، زمانی که محبت و رحمت تو مرا در آغوش گیرد.
هوش مصنوعی: اگر به قیمت رضایت تو، زندگیام را بفروشم، پس جانم را به خاطر زیباییهای فریبنده یک انسان بدفطرت میفروشم.
هوش مصنوعی: از تمام ناامیدیها و سختیهای زندگیام، به شرایطی دچار شدهام که تو باعث شدهای فراموشم کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دژم شده ست مرا جان از آن دو چشم دژم
بخم شده ست مرا پشت از آن دو زلف بخم
لبم چو خاک درو باد سرد خواسته شد
دلم بر آتش وز دیده گشته وادی زم
مشعبد است غم عشق هر کجا باشد
[...]
همی روم سوی معشوق با بهار بهم
مرا بدین سفر اندر ،چه انده ست و چه غم
همه جهان را سر تا بسر بهار یکیست
بهار من دو شود چون رسم به روی صنم
مرا بتیست که بر روی او به آذرماه
[...]
خلاف بود همیشه میان تیغ و قلم
کنون ببخت ملک متفق شدند بهم
چگونه کلک که بر دشمنان و بر یاران
از اوست راحت و محنت از اوست شادی و غم
ضعیف جسم و تن خصم از او شده است ضعیف
[...]
نهاد زلف تو بر مه ز کبر و ناز قدم
کراست دست بر آن مشک گون غالیه شم
چو بود عارض تو لاله طبیعی رنگ
مگر نمود مرا عنبر طبیعی خم
بهاری روی تو از زلف تو فزون گشته ست
[...]
گهی ز مشک زند برگل شگفته رقم
گهی ز قیر کشد بر مه دو هفته قلم
گهی زندگره زلف او سر اندر سر
گهی شود شکنِ جَعدِ او خَم اندر خَم
رخش چو لاله و بر لاله از شکوفه نشان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.