گنجور

 
حاجب شیرازی

جام جهان بین جم به طالع میمون

پر می وحدت کنم ز خم فلاطون

خم فلاطون و جام جم به چه ارزد

هر چه بود جام دل ز جوهر مکنون

گل به چه ارزد چو باشد آن رخ زیبا

سرو چه باشد چو بالد آن قد موزون

سرو بنالد به باغ و گل نشود باز

با قد موزون و آن دو گونه گلگون

بسته عشق تو را به سلسله غم نیست

طره لیلی است عقد گردن مجنون

نام نکو مایه تجارت دنیاست

کس نشود از چنین معامله مغبون

چونکه تجارت به من ز تیغ متاع است

عقل مبیع است و جان به حسن تو مرهون

مهر تو با آب و خاک پاک عجین است

ای همه تریاکیت ز نشئه معجون

شهرت سیل سرشکم از غم عشقت

ساحل سیحون گرفت و ساحل جیحون

تشنگی عالمی به آب زلال است

تشنگی اهل دل به شربت قانون

لجه مواج طبع «حاجب » واجب

ریخت همی بر کنار لؤلؤ مخزون

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

جشن فریدون خجسته باد وهمایون

بر عضد دولت آن بدیل فریدون

پشت سپه میر یوسف آنکه به رویش

روز بزرگان خجسته گشت و همایون

دیدن او بامداد خلق جهان را

[...]

ناصرخسرو

ای تن تیره اگر شریفی اگر دون

نبسهٔ گردونی و نبیرهٔ گردون

نیست به نسبت بس افتخار که هرگز

نبسهٔ گردون دون نبود مگر دون

آنکه شریف است همچو دون نه به ترکیب

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ناصرخسرو
منوچهری

باز لگد کوبشان کنند همیدون

پوست کنند از تن یکایک بیرون

به سرشان برنهند و پشت و ستیخون

سخت گران سنگی از هزار من افزون

مسعود سعد سلمان

با دل پر آتش و دو دیده پر خون

رفتم از لاوهور خرم بیرون

تافته از دشمنان و شیفته از دوست

سوخته از روزگار و خسته ز گردون

گردان ز عشقت ای به حسن چو لیلی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
جمال‌الدین عبدالرزاق

روی تو میمون و روی بخت تو گلگون

بر عدوی تو ز دور چرخ شبیخون

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه