جام جهان بین جم به طالع میمون
پر می وحدت کنم ز خم فلاطون
خم فلاطون و جام جم به چه ارزد
هر چه بود جام دل ز جوهر مکنون
گل به چه ارزد چو باشد آن رخ زیبا
سرو چه باشد چو بالد آن قد موزون
سرو بنالد به باغ و گل نشود باز
با قد موزون و آن دو گونه گلگون
بسته عشق تو را به سلسله غم نیست
طره لیلی است عقد گردن مجنون
نام نکو مایه تجارت دنیاست
کس نشود از چنین معامله مغبون
چونکه تجارت به من ز تیغ متاع است
عقل مبیع است و جان به حسن تو مرهون
مهر تو با آب و خاک پاک عجین است
ای همه تریاکیت ز نشئه معجون
شهرت سیل سرشکم از غم عشقت
ساحل سیحون گرفت و ساحل جیحون
تشنگی عالمی به آب زلال است
تشنگی اهل دل به شربت قانون
لجه مواج طبع «حاجب » واجب
ریخت همی بر کنار لؤلؤ مخزون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و اشتیاق به معشوق است. شاعر از جام جم و خم فلاطون صحبت میکند و بر این نکته تأکید میکند که این اشیاء مادی به هیچ وجه ارزشی در مقایسه با عشق و احساسات عمیق انسانی ندارند. او زیبایی و ظرافت معشوق را با گل و سرو مقایسه میکند و میگوید که عشق به معشوق فراتر از همهی لذتها و زیباییهاست. همچنین، شاعری که نام نیک را مایهی تجارت موفق میداند و عشق را معاملهای سودآور معرفی میکند، بیان میکند که عقل و جان او در گرو زیبایی معشوق است. در نهایت، احساس تشنگی عمیق انسانی به عشق و زیباییهای معنوی و شربت محبت معشوق را بیان میکند.
هوش مصنوعی: من در جامی که جهان را به تصویر میکشد، نوشیدنی از خوشبختی را میریزم و با ترکیبی از حکمتهای فلسفی، به وحدت و اتحاد میرسم.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیا وجود دارد، مانند خم شراب فلسفی و جام جمشید، ارزش چندانی ندارد. زیرا ارزش واقعی در عشق و احساسات درونی است که در دل نهفته است.
هوش مصنوعی: گل وقتی زیبا نیست که چهره دلربا نباشد و سرو هم با قامت موزونش ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: سرو در باغ ناله میکند و اگر گل برنگردد، قد زیبا و دو رنگش چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: عشق تو مانند زنجیری است که به غم بسته نشده و موهای لیلی به گونهای حلقهای است که دور گردن مجنون پیچیده شده است.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که داشتن نام و شهرت خوب در دنیا ارزش زیادی دارد و هیچکس از این نوع معامله متضرر نمیشود. به عبارتی، داشتن اعتبار و معروفیت باعث برکت و موفقیت در زندگی میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که تجارت من از شمشیر و کالای توست، عقل من به عنوان کالای قابل فروش است و جانم به زیبایی تو وابسته است.
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو چنان با وجود و سرشت من آمیخته است که حال و هوای زندگیام را تحت تأثیر قرار داده و مانند یک داروی قوی، اثر عمیقی بر من گذاشته است.
هوش مصنوعی: عشق تو آنقدر غمانگیز و عمیق است که مانند سیلابی، اشکهای من را به راه انداخته و باعث شده که حتی ساحلهای معروف و زیبا، مانند سیحون و جیحون، تحت تأثیر آن قرار بگیرند.
هوش مصنوعی: عطش و نیاز یک عالم به آب پاک و زلال است، اما عطش و نیاز دلهای懂ذ به نوشیدنیای است که از قوانین و اصول سرشار باشد.
هوش مصنوعی: طبیعت «حاجب» در حال شور و هیجان است و همچون موجی دریا، بر لبهی مرواریدهای پنهان میریزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جشن فریدون خجسته باد وهمایون
بر عضد دولت آن بدیل فریدون
پشت سپه میر یوسف آنکه به رویش
روز بزرگان خجسته گشت و همایون
دیدن او بامداد خلق جهان را
[...]
ای تن تیره اگر شریفی اگر دون
نبسهٔ گردونی و نبیرهٔ گردون
نیست به نسبت بس افتخار که هرگز
نبسهٔ گردون دون نبود مگر دون
آنکه شریف است همچو دون نه به ترکیب
[...]
باز لگد کوبشان کنند همیدون
پوست کنند از تن یکایک بیرون
به سرشان برنهند و پشت و ستیخون
سخت گران سنگی از هزار من افزون
با دل پر آتش و دو دیده پر خون
رفتم از لاوهور خرم بیرون
تافته از دشمنان و شیفته از دوست
سوخته از روزگار و خسته ز گردون
گردان ز عشقت ای به حسن چو لیلی
[...]
روی تو میمون و روی بخت تو گلگون
بر عدوی تو ز دور چرخ شبیخون
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.