آمد آن کس که جهان را همه ارشاد کند
آخرین نامه حق را، زنو انشاد کند
آمد آن شاهسواری که به میدان جهان
دل ز ابدال برد حکم بر، اوتاد کند
آمد آن قادر قیوم که از خامه صنع
عالم و آدم دیگر زنو ایجاد کند
آمد آن کس که سمیع است و علیم است و حکیم
تا، به تأثیر بیان در ره اضداد کند
همه اولاد، ویند، از، زن و مرد اهل جهان
پدر، آمد که مگر رحم به اولاد کند
آمد آن مجمع احسان و مکارم که ز لطف
مرحمت در حق هر فرد، از افراد کند
جبت نمرود، در او لطمه به فرعون زند
خاک غم در، دهن و دیده شداد کند
جام جم تا بخط بصره و بغداد کشد
شطی از، داد، روان در شط بغداد کند
حیدر، از بیشه توحید درآمد که ز عدل
بر، به روبه صفتان حمله چو اجداد کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به وصف آمدن یک شخصیت بزرگ و الهی اشاره میکند که به عنوان مصلح و هدایتگر در جهان ظهور میکند. این فرد با علم و حکمت خود برای اصلاح و بهبود وضعیت انسانها و جامعه تلاش میکند. او به نوعی پدر و رحمتی برای همه انسانها به شمار میآید و به آنها عشق و رحمت میبخشد. همچنین اشاره به تقابل او با ظالمان و ستمگران دارد و این که از قدرت و عدالت خود برای حمایت از oppressed استفاده میکند. در نهایت، او تجلی احسان و مکارم است که به فرد فرد جامعه محبت و خیر میرساند.
هوش مصنوعی: شخصی ظهور کرد که میخواهد همه جهان را هدایت کند و پیام نهایی خداوند را به مردم منتقل کند.
هوش مصنوعی: شاهسواری به میدان آمد که دلهای بزرگ و نیکسرشت را از ابدال گرفته و حکم میراند. او میخواهد بر استوانهها و پایههای عالم تسلط یابد.
هوش مصنوعی: او خدای توانا و پایدار آمد که از قدرت و خلاقیت خودش، جهانی جدید و انسانهایی تازه بیافریند.
هوش مصنوعی: آن شخصی که شنوا، عالم و حکیم است آمد تا با قدرت بیان خود، در مقابل تضادها و مخالفات تأثیرگذار باشد.
هوش مصنوعی: همه فرزندان، از زن و مردهای این دنیا به وجود آمدهاند تا شاید بر پدر و مادر خود رحم کنند و به آنها محبت نمایند.
هوش مصنوعی: مجمعی از خوبیها و نیکیها به وجود آمده است که به خاطر مهربانی و لطف خود، به هر یک از افراد کمک و احسان میکند.
هوش مصنوعی: اگر نمرود به زمین بیفتد، حتی خاکش میتواند به فرعون آسیب بزند و غم در چهره و چشم شداد نمایان شود.
هوش مصنوعی: هر گاه که جام جم، که نماد دانش و بینش عمیق است، به خط بصره و بغداد برسد، جاری شدن آب در شط بغداد را به همراه میآورد.
هوش مصنوعی: حیدر از دشت و کشتزار یکتایی پا به عرصه گذاشت تا مانند نیاکان خود با قدرت و عدل به دشمنان حمله کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون ز بغداد و لب دجله دلم یاد کند
دامنم را چو لب دجلهٔ بغداد کند
هیچ کس نیست که از یار سفر کردهٔ من
برساند خبری خیر و دلم شاد کند
هرگز از یاد من خسته فراموش نشد
[...]
کِلکِ مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
بِبَرَد اجرِ دو صد بنده که آزاد کند
قاصدِ منزلِ سِلمی که سلامت بادش
چه شود گر به سلامی دلِ ما شاد کند؟
امتحان کن که بَسی گنجِ مرادت بدهند
[...]
چشم بدمست تو چون عربده بنیاد کند
بدلم هر مژه را خنجر جلاد کند
رحم در عالم اگر هست اجل دارد و بس
کاین همه طایر روح از قفس آزاد کند
خاک ارباب ریا را ز رواج باطل
[...]
ساقی از جامی اگر خاطر ما شاد کند
به ازان است که صد میکده آباد کند
چشم خفته است غزالی که ندارد شوخی
من و آن صید که خون در دل صیاد کند
آخر ای پادشه حسن چه انصاف است این؟
[...]
کی ز بیداد تو، عاشق به کسی داد کند
نیست فریادرسی، بهر چه فریاد کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.