گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این

بر در میکده می کن گذری بهتر از این

در حق من لبت این لطف که می‌فرماید

سخت خوب است ولیکن قدری بهتر از این

آن که فکرش گره از کار جهان بگشاید

گو در این کار بفرما نظری بهتر از این

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق

برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این

دل بدان رود گرامی چه کنم گر ندهم

مادر دهر ندارد پسری بهتر از این

من چو گویم که قدح نوش و لب ساقی بوس

بشنو از من که نگوید دگری بهتر از این

کلک حافظ شکرین میوه نباتیست بچین

که در این باغ نبینی ثمری بهتر از این

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

رند کلام ساده میگوید ومعنی پیچیده منظور دارد ونیز به انچه دیگران باورمند است شاید بی باور باشد بدین ترتیب واژه icnoclast فرانسه برابر نهاد خوبی برایش می باشد و معنی انرا روشن تر مینماید

👆☹

ربیع نوشته:

در قسمت بیت
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجعه عاقل هنری بهتر از این

علاقه ی تضاد بکار رفته که عاقل در معنی استهزا و تحقیر آمده است
یعنی میگوید عشق چه سود دارد غیر غم
در جواب میگوید ای خواجعه بی عقل هنری بهتر از این هم است

👆☹

ملیحه رجایی نوشته:

بیت آخر :
به چین –> بچین

👆☹

نسرین نوشته:

بیتی که”ربیع” گفتن به نظرم به تقابل عقل وعشق اشاره داره

👆☹

کریم نوشته:

بیت ناصحم گفت که جز …. برای من سراسر خاطره است…
آخرین باری که با کسی که عاشقانه و دیوانه وار بهش علاقه داشتم صحبت کردم آخرش بهم گفت ما نمی تونیم با هم ازدواج کنیم و اصلا فایده عشق چیه؟؟؟ منم در جوابش این بیتو خوندم
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق؟/ برو ای خواجع ای عاقل هنری بهتر از این؟؟؟
این آخرین مکالمه ی من با تنها عشق زندگیمه

👆☹

گمنام-۱ نوشته:

برو ای خواجه عاقل !! هنری بهتر ازین؟؟
بیت پایانی،
کلک حافظ شکرین میوه نباتیست، بچین !
و البته نه به چین
که دراین باغ نبینی ثمری بهتر از این

👆☹

فرخ نوشته:

بعنوان یک نکته کوچیک
در بیت پنجم “رود” ابهام داره: ۱- فرزند، در مقابل “مادر” در بیت دوم ۲- ساز(= ساز و آواز میکده)

👆☹

فرخ نوشته:

ابهام–> ایهام !

👆☹

7 نوشته:

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این
به احتمال بسیار
برگو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این
یعنی تو بازگو کن ای خواجه عاقل هنری بهتر از این
یا
بگو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این

👆☹

محمد نوشته:

به نظر می رسد بعضی از مصرع های شعر حالت سوالی دارد که بهتر است در نگارش و خوانش غزل آورده شود مثلا بیت اول و دوم و
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این؟،؟

👆☹

رضا ساقی نوشته:

می‌فکن برصف رندان نظری بهترازاین
بر درمیکده می کن گذری بهتر از این
می فکن : بیفکن، بینداز
رندان: انسانهای آزاد ورها ازتعلّقات دینی ودُنیی، کسانی که ازنظرگاه زاهد ومتشرّع ظاهری گناه آلود دارند امّا باطنشان بی آلایش وپاک است.
غزل خطاب به کسانی آغازشده که رندان رابه بی بندوباری و لااُبالیگری متّهم می کنند ومیکده رامحل فساد می شمارند. امّا حافظ نظردیگری دارد اومعتقداست که نباید آدمیان ازروی ظاهرشان مورد قضاوت قرار گیرند. اگرمشاهده شود که یکنفر وارد مسجد ودیگری واردمیکده شد لزوماً چنین نیست که اوّلی برای عبادت ودوّمی برای ارتکاب گناه ورودپیداکرده اند چه بسا که شاید اوّلی برای ریاکاری وفریب خَلق یا دزدی کفش دیگران واردمسجدشده ودوّمی باهدف دیگری وانجام کارخیر وارد میکده شده باشد.
بر آستانه ی میخانه گر سری بینی
مزن به پای که معلوم نیست نیّت او
ازنظرگاه حافظ، تسبیح شیخ وخرقه ی رند شرابخوار درروزحشرعنان درعنان خواهد رفت ومعلوم نیست که کدام موردعنایت قرارگرفته ورستگارخواهدشد بنابراین هیچکس حق ندارد دیگری راازظاهر اوقضاوت ومورد نکوهش قراردهد.
معنی بیت: عینک بدبینی راازمقابل چشمان خویش بردار وبرقشررندان ازروی خوش بینی نظربینداز. بردرمیکده ازروی تنفّرگذرمکن شاید درآنجا وارستگانی ازبندِ تعلّقات رسته ای باشند که رستگاران حقیقی هستند.
بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
در حق ِ من لبت این لطف که می‌فرماید
سخت خوب است ولیکن قَدَری بهترازاین
معنی بیت: ای محبوب لطفی که لبت درحق من روا می دارد(سخنان محبّت آمیزیا ناسزا می گوید) خیلی خوب است برای من هرچه که ازدهان توبرآید دعا باشد یادشنام شیرین است امّا انتظاردارم لطف وعنایت توبیشتر ازاین شامل حالم باشد وازآن بوسه های جانبخش بهرمندگردم.
قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست
بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند
آن که فکرش گره ازکارجهان بگشاید
گو دراین کار بفرما نظری بهتر از این
معنی بیت: آن کسی که ادّعامی کند درمورد درست ونادرست بودن راههای رستگاری وسعادت،درک وشناخت بهتری نسبت به دیگران دارد ومی تواند گرهگشا وراهنما باشد به اوبگویید که آیا راهکاربهتری دارد؟ آیا طریقی بهترازطریق رندی وعشق می شناسد که آدمی رابه سرمنزل مقصود برساند؟
فرصت شمر طریقه ی رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
ناصحم گفت که جزغم چه هنرداردعشق
برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این
ناصح: نصیحت کننده
“هنر” دراینجاکنایه از فضیلت، لطف ومزیّت است.
خواجه: بزرگوار.
معنی بیت: ناصحی مرانصیحت کرد وگفت: عشق مباز عشق غم واندوه می آورد! گفتم : ای خواجه ی محترم وای عاقل! آیا هنربهترازاین سراغ داری؟ هنری سراغ داری که به ارمغان غمی بیاورد که هزاربار ازشادمانی شیرین تر ومایه ی سُرورباشد؟ غمی که نشاط ببخشد ازپادشاه وگدا فارغ سازدوتورا ازهرچه غم واندوه درجهان است خلاص کند؟ ازترس دوزخ برهاند ودندان طمع به بهشت رابرکند؟
گردیگران به عیش وطرب خرّمندوشاد
ما راغم نگار بود مایه ی سُرور
دل بدان رودگرامی چه کنم گرندهم
مادر دَهر ندارد پسری بهتر از این
رود: فرزند، پسر.
دَهر: روزگار
معنی بیت: دل بدان پسرعزیز ودوست داشتنی نسپارم چه کنم؟ تاکنون مادر روزگار چنین فرزند دلربا ودلسِتان نیافریده است.
به احتمال زیاد منظورحافظ ازرود گرامی،شاه شجاع جوان زیباروی است که بیش ازحدود هیجده سال یابیشتر وکمتر ازحافظ کوچکتر بود. درجاهای دیگرنیزازاو باعنوان “شیرین پسر ونازنین پسر”یادکرده است.
ای نازنین پسرتوچه مذهب گرفته ای؟
کت خون ما حلال ترازشیرمادراست!
من چوگویم که قدَح نوش ولب ساقی بوس
بشنو از من که نگوید دگری بهتر از این
قدح: جام شراب
معنی بیت: من چه بگویم وچراتکراروتاکید کنم که جام شرابِ شادی بخش بنوش ولب ساقی راببوس؟ توخود اگراهل دل وذوق هستی بشنو این نکته را ازمن واطمینان داشته باش که هیچ کس دیگری بهترازاین باتوسخن نخواهدگفت بنوش وشادباش.
ساقیا سایه ی ابراست وبهار ولب جوی
من نگویم چه کن اَر اهل دلی خود توبگوی
کِلک حافظ شکرین میوه نباتیست بچین
که در این باغ نبینی ثمری بهتر از این
کِلک: قلم، نی
شکرین: شیری
میوه نبات: نباتِ میوه، درختِ میوه.
“دراین باغ” کنایه ازدراین دنیا، در این عرصه ی شعر و ادب
معنی بیت: قلم حافظ همانندِ ساقه ی نیشکریست که میوه وثمره ی آن شهد وشکراست ازاین درخت نبات(ازاین قلم) میوه ای به چین که دراین باغ ثمری بهترازاین پیدانخواهی کرد. دراینجا لطیفه های شیرین ونکات سودمندی که ازقلم حافظ تراوش کرده به زیبایی به شکر ونبات تشبیه شده است.
منم آن شاعرساحرکه به افسون سخن
ازنیِ کِلک همه قند وشکر می بارم

👆☹

شهاب بویری نوشته:

همانطور که دوستان اشاره کردند به ویژه جناب ساقی عزیز که زحمت تشریح و توضیح غزل ها را می دهند رود یعنی فرزند یا پسر من خواستم اشاره کنم که در زبان بختیاری هم همین معنا را می دهد که هنوز مادران استفاده می کنند واقعا گویش ها و زبان های محلی کشور ما دارای کلمات ریشه داری هستند که شاید در زبان امروزی در دست فراموشی هستند از همین روی ما باید در پاسداشت آن ها همت بگماریم که نگهداری از زبان فارسی است نه از روی تعصب

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام