غزل شمارهٔ ۲۹۸
مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
گرت مدام میسر شود زهی توفیق
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت
که در کمینگه عمرند قاطعان طریق
بیا که توبه ز لعل نگار و خنده جام
حکایتیست که عقلش نمیکند تصدیق
اگر چه موی میانت به چون منی نرسد
خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق
حلاوتی که تو را در چه زنخدان است
به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق
اگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب
که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق
به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام
ببین که تا به چه حدم همیکند تحمیق



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ریرا
حاشیهها
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
س. ص. نوشته:
غلط املائی در بیت ۴ :
“مؤمنی” بجای “ممنی”
با تشکر.
sepehr نوشته:
مآمنی یعنی مکان امنی. بر وزن مفعل.
—
پاسخ: با تشکر از شما و حاشیهگذار اول، در بیت مذکور کلمهی «مأمن» جایگزین گردید.
به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت | Pat.Riot | MohammadAli's Persian Weblog نوشته:
[…] عنوان این یادداشت برگفته از این غزل حافظ (علیهالرحمه) است. به قلم محمد علی طائبی در ساعت […]