به جان آمدم بیتو، جانا کجایی؟
خبر ده چرا رفتهای یا کجایی؟
ز هرکس، روم پرسمت تا تو چونی
به هرجا روم بنگرم تا کجایی؟
بهار آمد و شادمان گشت از او دل
تو ای نوبهار دل کا کجایی؟
به باغ اندرون جلوه کردند گل را
ندیده جمالت دریغا کجایی؟
رخ گل شکفت و قد سرو شد خوش
تو ای گلرخ و سروبالا کجایی؟
منم باغم هجرت اینجا نشسته
تو رفته به سوی تماشا کجایی؟
شب و روز می گویم و می سرایم
نگارا کجایی؟ نگارا کجایی؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از دلتنگی و فقدان محبوب سخن میگوید. شاعر به شدت احساس تنهایی میکند و از محبوبش میپرسد که کجاست و چرا رفته است. او تلاش میکند از دیگران بپرسد که محبوبش کجاست و در هر جایی که میرود، تنها به یاد اوست. بهار و طبیعت به زیباییها اشاره میکنند، اما همه این زیباییها بدون حضور محبوب بیمعنا به نظر میرسند. شاعر در انتها بارها از محبوبش میخواهد که او را ببیند و از او خبر بگیرد.
هوش مصنوعی: بدلیل دوری تو، چنان رنجی به جانم آمده که حالا بیتو نمیتوانم زندگی کنم. ای محبوب من، لطفاً به من بگو کجا هستی و چرا رفتهای؟
هوش مصنوعی: هر جا که بروم و از دیگران بپرسم تو چطور هستی، به هر سمت که نگاه کنم، به دنبال تو هستم و میخواهم بدانم کجایی.
هوش مصنوعی: بهار آمد و دل تو از شادی پر شده است، ای دل نوبهاری، کجایی؟
هوش مصنوعی: در باغی که پر از زیبایی گلهاست، جلوه و زیبایی تو را نمیبینند و افسوس میخورند که تو کجایی؟
هوش مصنوعی: چهره گل درخشان شد و قامت سرو به زیبایی شما شگفتانگیز است، ای گل و سرو خوشنما کجا هستی؟
هوش مصنوعی: من مثل یک باغ پر از گل و زیبایی هستم که تو به اینجا نیامدهای و به سوی دوردستها و تماشا رفتهای. تو کجایی؟
هوش مصنوعی: در هر لحظه از روز و شب، فقط به یاد تو هستم و از تو میگویم. عزیزم، تو کجایی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.